![]() |
![]() |
|
|
سلام ... توو این پست بیشتر سخنان بزرگان قرار داده شده
آيزاك آسيموف :
وينستون چرچيل
جرج آلن اگر كسی را دوست داری ، به او بگو زيرا قلبها معمولاً با كلماتی كه ناگفته ميمانند ، میشكنند
شکسپير ۱ - هميشه به کسی فکر کن که تو را دوست دارد ، نه کسی که تو دوستش داری ۲ - موفق كسی است كه با آجرهايی كه بطرفش پرتاب ميشود ، يك بنای محكم بسازد ۳ - زندگی تاس خوب آوردن نيست ، تاس بد را خوب بازی کردنه
سام لوینسون عاقل بودن کار ساده ای است کافی است به یک چیز ابلهانه فکر کنید و بعد برعکسش را به زبان بیاورید
آلبرت انشتين : علم بدون دين ناقص است و دين بدون علم كور
دکتر شریعتی : برایت دعا می کنم که خدا از تو بگیرد هر آنچه خدا را از تو می گیرد
حضرت محمد (ص) :
هرگز اشكی را كه از شادی ميريزد پاك نكن
هرگز به خاطر نشان دادن احساساتت پوزش مخواه وقتی این کار را بکنی به خاطر حقیقت عذر خواسته ای
حباب ها همیشه قربانی هوای درونشان میشند ...
لذت عشق ؛ زمانی که آن را نثار میکنید بیشتر از زمانی است که دریافتش میکنید !!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ بهترین متن ها و جملات عاشقانه فقط در FOR BEFORE (DOT) BLOGFA (DOT) COM
سازمان هواشناسی اعلام کرد : اوه اوه اوه ! چقد هوا سرد شده !
شماره تلفن زليخا رو می خوای ؟ ψδωλπìλσγφδ
یه ماره میره حموم زنونه همه جیغ و داد میکنن و در میرن ماره میگه : نترسید منم کبری
حماس اعلام کرد : تا آخرين قطره نفت ايران با اسراييل ميارزه خواهيم کرد
ماهواره امید پیام داد : اینجا ماهواره هاتبرد بدون دیش هم می گیره . خیلی با حاله !
پیام مهم ماهواره امید : هر روز كه میگذرد احساس می كنم دارم به زمین نزدیكتر میشوم
غضنفر همش دعا ميکرده بچه دار شه يه شب جبرئيل مياد تو خوابش ميگه : عوض اينهمه دعا برو زن بگير
بچه : مامان اون آقا رو ببين كچله مامان : هيس ... ميفهمه بچه : اه ... مگه تا حالا نفهميده !!!
خواننده تو عروسی ميگه : خانوما ، آقايون ، دستا بالا ، ميخوايم بريم بندر طرف داد ميزنه : كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچجا نميريم
يوزارسيف اعلام كرد : اگر مقدار آبی را كه فرج الله سلحشور به اين سريال بسته است بر سرزمين كنعان بسته بود هم اكنون پدر و برادرانم در قحطی به سر نمی بردند
پیام دریافتی از ماهواره امید که شادی محمود احمدی نژاد را در پی داشت من از این بالا روی اسرائیل تف کردم
آخرین پیام از ماهواره امید : جون مادرتون اینقدر مسخرم نکنین
سازمان فضایی ایران اعلام کرد : منبعد اگر ماهواره ای پرتاب کنیم گه می خوریم ملت بی جنبه را در جریان قرار دهیم
پ ن : خدایا ماهواره امید و یوزارسیف را از ما نگیر !
حرف آخر ---> هر چیز از سه دیدگاه بررسی میشه دید من ... دید تو ... و حقیقت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 دی1387ساعت 14:31 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
او می آید از گذشته ای نه چندان دور ... از آن روزها که بابا برایمان میگوید از آن روزهای سخت ... بابا میگوید او مرد روزهای سخت است او میداند امروز روز سختی است ... پس می آید
امروز، اولین روز از بقیه عمر شماست پس اگر خود را برای آینده آماده نسازید ؛ بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید !
تو اگه پایـــــیز زردی ... واسه مـن بهــــار سـبـزی تو اگه هوای سردی ... واسه من همیشه گرمـی تو اگه ابـر سیــاهی ... واسه مـن ابـر بهــــــــاری تو اگه دشت گناهی ... واسه من یه بی گنــاهی تو اگه غرق نیــــازی ... واسه من یه بی نیـــــازی تو اگه رفیق راهـــی ... واسه من یه تکیه گاهــی
هيچ وقت از خدا نخواه که همه ی دنيا مال تو باشه هميشه از خدا بخواه کسيکه همه ی دنيای توست مال کس ديگه نباشه
در اين بازار نامــــــــردی ... به دنبال چه می گردی ؟ نمی يابی نشان هرگــز ... تو از عشق و جوانمـردی برو بگــــــــذر از اين بازار ... از اين مستی و طنـــازی اگر چون کوه هم باشی ... در اين دنيـــا تو می بازی
آدمها آنقدر زود عوض می شوند آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی حتی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده
به تعداد شبها روز وجود دارد و طول شب و روزها هم در چرخه یک سال مساوی است حتی سعادتمند ترین زندگی ها هم نمی تواند بدون کمی تاریکی سپری شود و کلمه شادی اگر با اندوه به تعادل نرسد بی معنی خواهد بود . " کارل یونگ "
مرد به اين اميد با زن ازدواج ميکند که زن هيچگاه تغيير نکند زن به اين اميد با مرد ازدواج ميکند که روزی مرد تغيير کند و همواره هر دو نااميد ميشوند . " آلبرت انیشتین "
ایمان داشته باش که کوچکترین مهربانی ها ، از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند . " ویکتور هوگو "
کافی است زمان مرگت را بدانی آن وقت است که حتی زیبایی خوردن یک لیوان آب را از دست نمی دهی .
آلبرت انيشتين : دستهايت را برای يک دقيقه بر روی بخاری بگذار ، اين يک دقيقه برای تو مانند يک ساعت ميگذرد . با يک دختر خوشگل يک ساعت همنشين باش ، اين يک ساعت برای تو به سرعت يک دقيقه ميگذرد و اين همان قانون نسبيت است !!!
حســـــابدار : کسی است که قيمت هر چيز را ميداند ولی ارزش هيچ چيز را نمی داند بانکــــــــدار : کسی است که هنگاميکه هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع ميشود آن را ميخواهد مشــــــــاور : کسی است که ساعت شما را از دستتان باز ميکند و بعد به شما ميگويد ساعت چند است سياستمدار : کسی است که ميتواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحويکه شما برای اين سفر لحظه شماری کنيد اقتصــاددان : کسی است که فردا خواهد فهميد چرا چيزهايی که ديروز پيش بينی کرده بود امروز اتفاق نيفتاد روزنامه نگار : کسی است که 50% از وقتش به نگفتن چيزهايی که می داند مي گذرد و 50% بقيه وقتش به صحبت کردن در مورد چيزهايی که نمی داند رياضيـــــدان : مرد کوری است که در يک اتاق تاريک بدنبال گربه سياهی مي گردد که آنجا نيست
جیگرم با جیگرت 2 تا میشه ... جیگرتو موش نخوره جیگرم تنها میشه
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تبلیغات میان پست : بهترین متن ها و جملات عاشقانه فقط در فور بیفور دات بلاگفا دات کام
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ترکه ماشینش پنچر میشه ، میره از لوله اگزوز فوت می کنه لره رد میشده میگه : خره ، تا صبحم که فوت کنی لاستیک باد نمیشه ، چون شیشه های ماشینت پائینه !
یه گاز از دماغت میدی ؟! از عاشقانه ترین حرف های خرگوش به آدم برفی
زن غضنفر بهش می گه : شوهر همسایه ، هر روز صبح که می خواد از خونه بره بیرون زنش رو بوس می کنه . تو چرا این کار رو نمی کنی ؟ غضنفر میگه : آخه من که زن همسایه رو خوب نمی شناسم !
خروسه سر كلاس به يه مرغه مى گه : " بهم نوك میدى ؟ " مرغه میگه : " اين جا ... ؟ آخه نمیشه ! " خروسه میگه : " به جهنم ! با خودكار مینويسم
يه روز يه معتاد2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود و داشت ميكشيد ازش ميپرسن : چرا 2 تا سيگار ميكشی ؟ ميگه : يكی واسه خودم ، يكی هم از طرف دوستم كه زندونيه بعد از يه مدتی ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار ميكشه بهش ميگن : حتما دوستت از زندان آزاد شده ميگه : نه خودم ترك كردم
یارو میرسه به دوستش میگه : هی ، بگو ببینم ، بالاخره ازدواج کردی یا هنوز مثل اونوقتا خودت غذا می پزی ؟ یارو میگه : هر دو :^)
يه ضرب المثل چينی ميگه : اگه از دوران مجردی لذت نميبری ، ازدواج کن !!! اون وقت حتما از فکــــــــر کردن به دوران مجرديت لذت ميبری
به یه شیرازی میگن بیا شرکت نفت ؛ 15 روز کار ، 15 روز آف ، ماهی 500 هزار تومن میگه : کاکو نمیشه همون 15 روز هم نیام 250 تومن بهم بدید ( چه مصر و چه شام و چه بر و چه بحر ... همه روستایند و شیراز شهر )
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حرف آخر -----> آدما بازی رو دوست دارن اين دست توئه كه انتخاب كنی اسباب بازيشون باشی يا هم بازيشون
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 آذر1387ساعت 10:52 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
با عجله وارد فروشگاه شدم . با ديدن آن همه جمعيت شوكه شدم . كريسمس نزديك بود و همه برای خريد آنجا آمده بودند . با عجله از بين شلوغی به طرف بخش اسباب بازيها رفتم . دنبال يك عروسك قشنگ برای نوه كوچكم ميگشتم . ميخواستم برای كريسمس ، گران ترين عروسك فروشگاه را برايش بخرم . در حاليكه برچسب قيمت عروسك ها را ميخواندم ، پسر بچه ی كوچكی را ديدم كه حدود 5 سال داشت . پسر عروسك زيبايی را آرام در بغل گرفته بود و موهايش را نوازش ميكرد . در اين فكر بودم كه اين عروسك را برای چه كسی ميخواهد ؛ چون پسر بچه ها اغلب به اسباب بازیهایی مثل ماشين و هواپيما علاقه مند هستند . پسر پيش خانمی رفت و گفت : «عمه جان ، مطمئنی كه پول ما برای خريد اين عروسك كم است ؟» عمه اش (در حاليكه خسته و بی حوصله بود) جواب داد : «گفتم كه ، پولمان كم است .» سپس به پسر بچه گفت كه همان جا بماند تا برود و چند تا شمع بخرد و برگردد . پسر عروسك را در آغوش گرفته بود و دلش نمی آمد ، آن را برگرداند . با دو دلی پيش او رفتم و پرسيدم : «پسر جان ، اين عروسك را برای چه كسی ميخواهی ؟» جواب داد : «من و خواهرم چند بار اينجا آمده ايم . خواهرم اين عروسك را خيلی دوست داشت و هميشه آرزو ميكرد كه شب كريسمس بابانوئل اين را برايش بياورد .» به او گفتم : «خوب ، شايد بابانوئل اين كار را بكند .» پسر گفت : نه ، بابانوئل نميتواند به جايی كه خواهرم رفته ، برود . من بايد عروسك را به مادرم بدهم تا برايش ببرد .» از او پرسيدم كه خواهرش كجاست ؟ به من نگاهی كرد و با چشمانی پر از اشك جواب داد : «او پيش خدا رفته . پدر ميگويد كه مامان هم ميخواهد پيش او برود تا تنها نباشد .» انگار قلبم از تپيدن ايستاد ! پسر ادامه داد : « من به پدرم گفتم از مامان بخواهد كه تا برگشتنم از فروشگاه منتظر بماند . » بعد عكس خودش را به من نشان داد و گفت : « اين عكسم را هم به مامان ميدهم تا آنجا فراموشم نكنند ، من مامان را خيلی دوست دارم ولی پدر ميگويد كه خواهرم آنجا تنهاست و غصه ميخورد . » پسر سرش را پايين انداخت و دوباره موهای عروسك را نوازش كرد . طوريكه پسر متوجه نشود دست به جيبم بردم و يك مشت اسكناس بيرون آوردم . از او پرسيدم : « ميخواهی يك بار ديگر پولهايت را بشماريم ، شايد كافی باشد ؟ » او با بی ميلی پولهايش را به من داد و گفت : «فكر نميكنم ، چند بار عمه آنها را شمرد ولی هنوز خيلی كم است .» من شروع به شمردن پولهايش كردم . بعد به او گفتم : «اين پولها كه خيلی زياد است ، حتما ميتوانی عروسك را بخری !» پسر با شادی گفت : «آه خدايا متشكرم كه دعای مرا شنيدی !» بعد رو به من كرد و گفت : من دلم ميخواست كه برای مادرم يك گل رز سفيد بخرم ، چون مامان گل رز خيلی دوست دارد ، آيا با اين پول كه خدا برايم فرستاده ، ميتوانم گل هم بخرم ؟» اشك از چشمانم سرازير شد ، بدون آنكه به او نگاه كنم ، گفتم : «بله عزيزم ، ميتوانی هرچقدر كه دوست داری برای مادرت گل بخری .» چند دقيقه بعد عمه اش برگشت و من زود از پسر دور شدم و در شلوغی جمعيت خودم را پنهان كردم . فكر آن پسر حتی برای لحظه ای از ذهنم دور نميشد . ناگهان ياد خبری افتادم كه هفته پيش در روزنامه خوانده بودم : «كاميونی با يك مادر و دختر تصادف كرد . دختر درجا كشته شده و حال مادر او هم بسيار وخيم است .» فردای آن روز به بيمارستان رفتم تا خبری بدست آورم . پرستار بخش ، خبر ناگواری به من داد : «زن جوان ديشب از دنيا رفت .» اصلا نميدانستم آيا اين حادثه به پسر مربوط ميشود يا نه ؟ حس عجيبی داشتم . بی هيچ دليلی به كليسا رفتم . در مجلس ترحيم كليسا ، تابوتی گذاشته بودند كه رويش يك عروسك ، يك شاخه گل رز سفيد و يك عكس بود ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 18:58 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
سلام ... خوفین ؟ از این به بعد اینجا میشه یه بلاگ دو نفره ، یعنی تا حالا هم شده من و زهرا جونم که خیــــــــلی دوسمش دارم از امروز این بلاگ رو به روز میکنیم همگی خوب و خوش باشین و باشیم
خداوندا ! سرنوشت ما را خیر بنویس تقدیری مبارک ، که آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم و آنچه را که تو دیر می خواهی من زود نخواهم
كاش معشوق ز عاشق طلب جان ميكرد تا كه هر بی سروپايی نشود عاشق دلدار كسی
سکه هم درد منو دیگه دوا نمیکنه !! تاس باید ریخت
لذت دوستی با پابرهنگان در اين است که ترسی نداری ريگی به کفششان داشته باشند !
دنیای اعتراضهای خاموش است .
مهربانی را وقتی ديدم كه كه كودكی خورشيد را در دفتر نقاشی اش سياه كشيد . . . تا پدر كارگرش زير نور آفتاب نسوزد
ماهی ها چقدر احمقند !
پياده در شطرنج اگر تا آخر راه ادامه بدهد
سیگار را هر چه بیشتر دوست بداری زودتر می میرد
با پول ميشود خانه خريد ولی آشيانه نه ؛
فراموش کردن کسی که دوستش داری مثل به خاطر آوردن کسی هست که هرگز نمیشناسیش
تووی دنيا دو تا نابينا میشناسم ؛ يكی تو كه هيچ موقع عشقم رو نديدی يكی من كه كسی رو جز تو نديدم
مکعب و کره مکعب به کره گفت : "" تو در هيج زمينه ای اعتقاد مشخصی نداری ، جهتگيری نکرده ای . نسبت به همه چيز و همه کس با ملايمت برخورد ميکنی ، هيچ وقت حرف تند و تيزی نميگويی . من مطمئن هستم تو هرگز نميتوانی با اين روش راه را به آخر برسانی . همين مدارا دست و پايت را ميبندد ""
سخن بزرگان 1 . مردان پیر ، خطرناک هستند چون برای آنها مهم نیست چه اتفاقی برای دنیا خواهد افتاد . ) جورج برنارد شاو ) 2. دروغهای کوچک همیشه خود را نمایان میکنند ؛ دروغ را آنقدر بزرگ بگویید که تصور دروغ بودن آن هم به ذهن کسی وارد نشود . ( آدولف هیتلر ) 3. بدترين گناه آن است که به کسی که تو را راستگو ميپندارد دروغ بگویی . (شکسپیر ) 4. هیچ کس نمیتواند فرد ضعیف را با تضعیف فرد قوی تقویت کند . ( لینکلن )
فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد ؛ اما راه به جایی نخواهد برد .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ بهترین متن ها و جملات عاشقانه فقط در فور بیفور دات بلاگفا دات کام
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
هر وقت احساس كردی به آخر خط رسيدی ... از اتوبوس پياده شو
تركه ميره خواستگاری ؛ ميگن : مهريه صدمليون تومن ! ميگه : مگه شبی چند حساب كردين ؟
احمدی نژاد اعلام کرد : طرح زمستانی قطع گاز در راه است !
آقايون وقتی ميخوان کاری انجام بدن ، اول خوب فکر ميکنند ، بعد به حرف دلشون گوش میدن ، به خدا توکل ميکنن ، ... و در آخر کاريو انجام ميدن که زنشون گفته
یه ضرب المثل تکزاسی هست که میگه : یه دختر خوب ، یه دختر مرده س
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
پ ن 1 : خیلی دوستت دارم عزیزم ؛ همین
حرف آخر ----> سیصد و شصت درجه تغییر کردن خیلی فرق داره با اصلا تغییر نکردن !!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 9:34 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
سلام یه خواهش : توو این ماه مبارک ، موقع افطار ، فقط واسه یه لحظه ، دعام کنین . فقط واسه یه لحظه ممنون ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
انگار پای ثانیه ها لنگ می شود ؛
از تو که حرف میزنم ... همه فعلهایم ...ماضیاند
تو سیب کدامین بهشت گمشده ای که باز با تو شکسته می شود توبه ی آدم !؟
آدمهای خوب از یاد نمیرن ... از دل نمیرن ... از ذهن نمیرن ولی زودتر از اونی که فکرشو بکنی از پیشت میرن
بزن باران کـه دین را دام کردند ... شـکار خـلق و صیـد خـام کـردند بزن بـاران خـدا بازیچه ای شـد ... که با آن کسب ننگ و نام کردند
باور کن تقصیر من نبود
توو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که ماله تو نیست چون اون فقط وسوسه ت میکنه تا اونی رو که داری از دست بدی
- بابایی ! - جونم ؟ - بابایی رو چطوری مینویسن ؟ - برو دفترت رو بیار - اینجوری مینویسن - من رو چطوری مینویسن ؟ - اینجوری - میخوای چیکار ؟ - حالا دوست دارم رو چطوری مینویسن ؟ - اینجوری - بسه دیگه ... بزار کارمو بکنم - بابایی! - بابایی و درد - برو بازی کن ، ولم کن دیگه - باشه ، ولی بگو قد یه دنیا رو چطوری مینویسن ؟؟؟
از همه اندوهگین تر شخصی ست که از همه بیشتر بخندد .
از شیوانا ، عارف بزرگ پرسیدند : وفادارترین مردی که دیدی که بود ؟ جواب داد : جوانی که هنوز ازدواج نکرده بود و هنوز نمیدانست همسرش کیست و چه شکل و قیافه ای خواهد داشت اما با این وجود هرگاه با دختری جوان برخورد میکرد ، شرم و حیا پیشه میکرد و خود را کنار میکشید . او وفادارترین مردی بود که در تمام عمرم دیدم .
نه آنقدر عاشق باش كه هیچ چیز نبینی و نه آنقدر ببین كه هرگز عاشق نشوی
در میان این همه بی تفاوتی بیا متفاوت باشیم !
باور کن همیشه یه چیزی هست که بتونی دلتو بهش خوش کنی !
نسبیت میگه همه ما قطعن ( تنوین کیبوردمو پیدا نکردم ! ) خوش شانسیم چون هر اتفاقی که برامون بیفته ، خوش شانس بودیم که اتفاق بدتری نیفتاده
همه از مرگ میترسند ..... من از این زندگی سمج ( صادق هدایت )
دلم برای دخترک همسایه تنگ شده است ، برای شبهای طولانی با هم تا صبح درس خواندن ، هر از گاهی برای هم لبخندی فرستادن . هرگز در ساعتهای بیشمار با هم بودن جز "های" و "بای" هیچ کلمهای به هم نگفتیم .
وقتی سرت رو رو شونه های کسی ميگذاری که دوستش داری بزرگترين آرامش دنيا رو توو خودت احساس ميکنی و وقتی کسی که دوستش داری سرش رو روو شونه هات ميذاره احساس ميکنی قوی ترين موجود جهانی
اگر شما كنترل زندگی خود را در دست نگیرید ، دیگری این كار را خواهد كرد .
آنتی بیتویک هایم را چیده روی کاغذ رو به روی هر کدام ساعتی شب ها گریه می کنم نمی داند تمام آن ها را یک جا به وقت آمدنش بالا میاندازم به سلامتیش مریضم چرک کرده ام گریه می کنم دیر خواهد فهمید کمبودش را در گلبول های رنگ پریده ام
سیگارم خیلی سیاسیه ! ساخت آلمانه ، تحت لیسانس فرانسه س اما تنباکوش آمریکاییه ! مثل همیشه هم معلوم نیست انگلیس چه کاره اس !
اوّلین بوسه درست مثل اوّلین نخ سیگار میمونه هیچ معتادی نیست که با سیگار شروع نکرده باشه
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ترکه زن صیغه میکنه ... رفیقاش میگن : مبارکه ازدواج کردی ترکه میگه : دائمی نیست . از این اعتباریاست :دی
احمدي نژاد: پيشنهاد بازی در نقش حضرت يوسف را رد كردم
دختر و پسری مشغول چت در اینترنت هستند . پسر : تو احتمالاً خیلی زیبا هستی ! دختر: آره ؛ ولی چرا این طور فکر می کنی ؟ پسر : خوب ، طبیعت حتماً این خنگی تو را به نحوی باید تلافی کرده باشه
بچه ها تووی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد توو با عصبانیت میگه : اینجا طویله ست ؟ یکی از بچه ها میگه : نه آقا اشتباهی اومدید !
آرامش در زندگی بهترين چيزه بيا به زندگی فكر كنيم ؛ به عشق ، به زيبايی ، به بهشت ، به جهنم ، به درک ، به تو چه ، به من چه ، من اعصاب ندارما
رشتیه با خانومش دعواش میشه ، قهر میکنه دست بچه هاش رو میگیره که بره . خانومش میگه : با من دعوا داری ، بچه های مردم رو کجا میبری
پ ن 1 : بعضی وقت ها چیزایی که می شنوم انقدر سنگینن که اصلا نمی دونم باید چیکار کنم درست مثله حالا ! پ ن 2 : تا حالا شده حس کنی حال هیچ چیو نداری ؟ حس کنی حالت بهم میخوره از کارایی که قبلا عاشقشون بودی شده ؟ من الان اونطوری هستم این پست رو هم قبلا نوشته بودم وگرنه الان اصلا حال جوک و لطیفه و خنده رو ندارم خوش باشید و یادتون نره منم دعا کنین پ ن 3 : ببخشید که کم سر میزنم
حرف آخر ---> مردن روی پاها بسيار شرافتمندانه تر از زندگی روی زانوهاست...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 شهریور1387ساعت 19:17 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
تا آسمان راهی نیست اما... تا آسمانی شدن راه بسیار است
در میان این همه بی تفاوتی بیا متفاوت باشیم !
هی خدا ... این نامردیه که به خاطر کاری که نمیدونستم درسته یا غلط مواخذه ام کنی !
یادمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست زنگ بعد حساب داریم
" و چون بندگانم از دوری و نزدیکی من پرسند ، باید بدانند که من به آنها نزدیک خواهم بود " ( بقره 186 )
از همه اندوهگین تر شخصی ست که از همه بیشتر بخندد .
موقعی که داری واسه بدست آوردن کسی میدوی آرام تر بدو , شاید هم یکی واسه بدست آوردن تو میدوه
وقتی لاک پشتها عاشق میشن ، تحمل درد عشق واسشون خیلی راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه
برایت دعا میکنم که خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو میگیرد . ( دکتر علی شریعتی )
خدایا ! این مشت مسلمان بدبدبخت بی عرزه (درست نوشتم!) تنبل نادان خودخواه و خوکرده به ذلت را بر دشمن لایق مقتدر مسلح بیدار منظم متحد مجهز به دانش و تکنیک به لطف و کرم و احسان خود پیروز بگردان . ( دکتر علی شریعتی )
تو می توانی هر گونه بودن را که بخواهی باشی ، انتخاب کنی ، اما آزادی انتخاب تو در چهارچوب انسانی بودن محصور است . ( دکتر شریعتی )
این اشتباه شما نیست که فقیر به دنیا بیایید اما اگر فقیر بمیرید اشتباه شماست . ( بیل گیتس )
If Computers Have No Doors Or Fences … Who Needs Windows & Gates
ویکتور هوگو میگه : هرگز به کسی که دوستش داری نگو دوست دارم ویکتور هوگو غلط کرده دوست دارم ... دوست دارم ... دوست دارم
برای دنیایت طوری تلاش کن که انگار تا ابد زنده هستی و برای آخرتت به گونه ای که انگار فردا می میری
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تبلیغات میان پست : بهترین متن ها و جملات عاشقانه در فور بیفور دات بلاگفا دات کام ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اگه يه روز بريو بريو بريو بريو بريو بريو بريو بری ... به خونتون هم نرسی تازه ميفهمی كه كلاغه توی قصه ها چی ميكشه
به یکی ميگن شاهدت کيه : ميگه من که دم ندارم
با توجه به کمبود نیروی برق از کلیه کاربران یاهو مسنجر درخواست میشود invisible آن شوند تا دیگر هموطنان هم از نعمت چت بهره مند گردند . ( وزارت نیرو )
رئیس جمهور اعلام کرد : از این به بعد برقا نمیره فقط بعضی وقتا میاد
ترکه داشته توو قبرستون خرما پخش میکرده یه دفعه یکی میاد یه مشت برمیداره ترکه میگه : هی یه نفر مرده ، اتوبوس که چپ نکرده
لره با زنش دعواش میشه ... چراغا رو خاموش میکنه زنش میگه : چی شده ؟ لره میگه جواب ابلهان خاموشیست !
ترکه خرشو میبره بفروشه ... یه لحظه غافل میشه میبینه خرش داره پول میشماره .
توو اردبیل به مناسب میلاد امام مهدی به همه کسایی که اسمشون میلاد بوده جایزه میدن
ترکه با دوست دخترش میرن بیرون ، گم میشن دختره میگه : حالا چیکار کنیم ؟ ترکه میگه : تو برو خونتون دیر وقته ، منم یه کاریش میکنم دیگه
طرف زنگ میزنه ثبت احوال میگه : ببخشید اونجا ثبت احواله میگه : آره میگه : ببخشید من امروز حالم خوبه ، میخواستم ثبت کنم
یکی میره دزدی ... چیزی پیدا نمیکنه ... مشق بچه ها رو خط میزنه
ترکه زنگ میزنه به دوستش آروم میگه : من الان تووی جلسه ام بعدا باهات تماس میگیرم
یه یارو میره اصفهان کارخانه لیوان و بشقاب یکبار مصرف میزنه ، بعد از شش ماه ورشکست میشه !
زن دکتر اصفهانيه ميميره روی سنگ قبرش مينويسه : آرمگاه زری همسر دکتر رحيمی مختصص زنان و زايمان مطب : خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايی : 16 الی 22
ترکه میره لوازم ورزشی ؛ میگه : ببخشید پرچم ایران دارید ؟ طرف میگه : آره و بهش پرچم رو میده ترکه یه کم فکر میکنه و میگه : رنگای دیگه شم میتونم ببینم !
یه ترکه زنش سبزه بوده ؛ سیزده بدر از ماشین میندازتش بیرون ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حرف آخر ---> دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده ایم میتوانیم هدایت کنیم . احتمالا مدت کوتاهی نتونم بیام نت )^: یه استراحتی بکنین فعلا تا بعد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 15:59 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
انديشيدن به پايان هر چيز شيرينی حضورش را تلخ ميكند
اگه توو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست خدای مهربون ، فکرای قشنگ ، قلب کوچیک من
فرشته فرشته تصمیمش را گرفته بود . خداوند بالهای فرشته را بر روی پشته ای از بالهای دیگر گذاشت و گفت : بالهایت را به امانت نگه می دارم اما بترس که زمین اسیرت نکند زیرا که خاک زمینم دامنگیر است .
روز اول خيلی اتفاقی ديدمت ... روز دوم الکی الکی چشمهام به چشمت افتاد ... هفته ی بعد دزدکی بهت نگاه کردم ... ماه بعد شانسی به دلم نشستی ... و حالا سالهاست يواشکی دوست دارم
من آرامش میخواهم و تو امنیت . تو در آغوش من امنیت مییابی و من در چشمان تو آرامش گمشدهام را پیدا میکنم .
تنبلها معتقدند کاری را که میتوان پسفردا انجام داد نباید به فردا موکول کرد ...
به جنگ این دنیا نشستم . خونین و بی رحم . مرا کشت و از پیروزیش دلشاد . ولی هرگز نفهمید لطفی را که در حقم نمود . من به هدفم رسیده بودم ...
چقدر زندگی قشنگ میشد ... اگه همه واقعا مثل خودشون زندگی میکردن !
اگر از کسی متنفری ، از قسمتی از خودت در او متنفری . چيزی که از ما نيست نمیتواند افکار ما را مغشوش کند . ( هرمان هسه )
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون اينکه متوجه شود از بين او و مهرش عبور کرد . مرد نمازش را قطع کرد و داد زد : « هی ! چرا بين من و خدايم فاصله انداختی ؟ » مجنون به خود آمد و گفت : « من که عاشق ليلی هستم تورا نديدم ، تو که عاشق خدای ليلی هستی چگونه مرا ديدی ؟ »
آدما در دو حالت همدیگه رو ترک میکنن 1 – حس کنن یکی دوستشون نداره 2 – حس کنن یکی خیلی دوستشون داره ( ویکتور هوگو )
کاش بدونی ؛ نبودنت یا تا ابد ندیدنت ، هرگز بهونه نمیشه برای از یاد بردنت
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تا حالا به معنای A B C D E F G دقت کردین ؟ A Boy Can Do Everything For Girl حالا به برعکسشم توجه کنین . Girls Forget Everything Done & Catch a new Boy Again
تبلیغات میان پست : بهترین متن ها و جملات عاشقانه در فور بیفور دات بلاگفا دات کام ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ترکه سوار هواپیما بوده ، یهو هواپیما منفجر میشه ( این قرار بود جوک باشه ولی حادثه هیچوقت خبر نمیکنه ! )
ترکه خواب میبینه توو بازی کامپیوتری زنشو کشته بیدار میشه میبینه زنش کنارش خوابیده میگه : خاک توو سرم دوباره save نکردم !
افغانیه رو می خوان اعدام كنن میگن حرف آخرت چیه میگه كارگر نمی خوای
ترکه میره بیرون غذا بخوره میبینه نوشته هات داگ کنجکاو میشه و یکی میخره . لای ساندویچو که باز میکنه میگه : شانسو ببین ! کجای سگ به ما افتاد .
فال حافظ ، نیت کن ! به جهنم گر غمت پایان ندارد ... به درک گر سرت سامان ندارد بخندم من به این دنیای فانی ... که ضایع تر از تو امکان ندارد حافظ میخواد بگه تو خوشبخت میشی ، یکم عصبانیه ! منظوری نداره
سوال کنکور 87 : احمدی نژاد کجاست ؟ 1 - خونشون 2 - خونمون 3 - حیاط 4 – اتاق تمساح ها
CBS , BBC , ABC , CNN , ALJAZIRE , IRINN , VOA , FOX NEWS , EURO NEWS همگی این خبر رو تایید کردن که تو عزیز دلمی
به ترکه میگن : شنیدم توو ظرف شستن به زنت کمک میکنی زن ذلیل !! میگه : مگه چیه ، اونم توو رخت شستن به من کمک میکنه .
طرف با یه لره تصادف میکنه ، افسر میاد میگه : کدومتون مقصرید ؟ لره میگه : والا من که خواب بودم ، از این آقا بپرسید .
یه روز یه ترکه یه صد تومنی پیدا میکنه که وسطش سوراخ بوده ترکه میگه : اینم از شانس من ؛ وسطش گوشه نداره !
ترکه داشته با یه خر فوتبال بازی میکرده بهش میگن : چرا داری با خر فوتبال بازی میکنی ؟ میگه : همچین خرم نیست ؛ دو هیچ جلو هست .
- تولدت کی هست - 10 بهمن - چه سالی ؟ - هر سال
ترکه میره آمریکا . توو استخر داشته غرق میشده . داد میزنه : Help , I Shut Up
یه روز یه ترکه یکیو دید که داشت محکم در میزد ولی کسی در رو باز نمیکرد رفت جلو بهش گفت : زنگ بزن شاید درشون خرابه !
چرخهی زندگی مردها بچگی : مامان ذلیل جوانی : دوست دختر ذلیل میان سالی : زن ذلیل پیری : فرزند ذلیل بعد از مرگ : ذلیل مرده
به ترکه میگن : شما ترکین ؟ میگه : خوب اینکه دلیل نمیشه
میدونی miss call یعنی چی ؟ یعنی دوستت دارم ولی پول ندارم .
لره زنگ میزنه به پلیس میگه : آقا پدال ترمز ، کلاج ، گاز ، دنده و فرمون ماشینمو دزدیدن پلیس میگه : لری میگه : آره پلیس جواب میده : پاشو صندلی جلو بشین .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حرف آخر -----> بهای زندگی در آن است که انسان بمانیم ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 تیر1387ساعت 18:26 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
پنجره را گل می زنم ! در را ديوار می كشم ! روزنه ها را لكه می گيرم توپ را برمی دارم به خود گل می زنم بيست و يك بر هيچ !!! سلام ... خنده دار نیست ؟ فکر می کنم هر سال به سالِ قبل و هر ماه به ماهِ قبل ... چند روز پیش ، تقریبا توو روزای آخر خرداد ، تولدم بود . بیست و یک سالم تموم شد ! تشکر از همه
خدایا شکر ! به خاطر همه نعمتهایی که به ما دادی آن نعمتهایی که فهمیدیمشان و شکر گفتیم آنهایی که فهمیدیمشان و شکر نگفتیم و حتی آن هایی که هیچگاه نفهمیدیمشان ...
تازگیها حرفهایم بوی نا شکری می دهد خدایا ... لطفا تو به چشم درد دل ببین !
بی مقدمه ... رفتم نزد طبیبی تا سه حرفه آخر را درمان کنم
به خاطر هراس از دست دادن ، چه چیزهایی را که از دست ندادیم !!!
میان شکاف باریک دو سنگ در دل کوه بلند پشت آن آبشار کوچک شاید جای مناسبی نباشد برای عشق بازی امّا یادت باشد ... خاطرههای زیبا هرگز ساده به دست نمیآید .
بد نیست اگر گاهی سَری به مرده شور خانه خاطرات بزنیم . تا ببینیم خاطرات مرده مان را و به یاد آوریم روزگار نه چندان دوری را که این خاطرات همه زندگیمان بود ... همه دلخوشیمان ... و ببینیم چه زود از یاد می بریم ، تا بفهمیم که چه زود از یاد می رویم ... !
چه رشد سریعی دارد میزان توقعات دیگران از ما !
ديگر از دست هيچکس کاری ساخته نيست
پرنده ای كه بی پرواز نشسته است حرمت بال را شكسته است ...
ما اینجاییم و خدا آنجا و بین ما آتش است . آتش نمی گذارد دستمان به خدا برسد ما اینجاییم و خدا آنجا و بین ما دریاست . دریا نمی گذارد دستمان به خدا برسد گاهی اما برای رسیدن به او ، نه طاعت به کار می آید و نه عبادت . نه ذکر و نه دعا . نه التماس و نه استغفار تنها بی باکی است که به کار می آید . بی باکی عبور از آب و بی باکی گذشتن از آتش . گذشتن از آتش اما نه به امید آنکه آتش گلستان شود و تو ابراهیم گذشتن از دریا اما نه به امید آنکه دریا شکافته شود و تو موسی آری ؛ آتش را به امید سوختن و دریا را به امید غرق شدن بخواه .
همه ی ما تنهاییم !!! بازی روزگار را نمی فهمم من تو را دوست می دارم ... تو ديگری را ... ديگری مرا ... و همه ی ما تنهاييم ...
کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهی نگاه ميکرد زنی در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت : مواظب خودت باش کودک پرسيد : ببخشيد خانم ! شما خدا هستيد ؟ زن لبخند زد و پاسخ داد : نه ، من فقط يکی از بنده های خدا هستم کودک گفت : ميدانستم با او نسبت داری ...
آزادی حقيقی آن نيست كه هر چه ميل داريم ، انجام بدهيم بلكه آنست كه آنچه را حق داريم ، انجام دهیم .
هرگز در ميان موجودات ، مخلوقی كه برای كبوتر شدن آفريده شده كركس نميشود . اين خصلت در ميان هيچ يك از مخلوقات نيست ، جز آدميان . « ويكتورهوگو ؛ بينوايان »
دیوانه ! مرا ديوانه ميشمارند ... چراكه روزهايم را به دينارهايشان نمی فروشم
دست هايی که ياری ميرسانند مقــدس تر از دست هايی هستند که دانه های تسبيح را ميگردانند .
و چه مهمانان بی دردسری هستند ، مـــــــــردگان ... !! نه به دستی ظرفی را چرک میکنند نه به حرفی دلی را آلوده تنـــــها به شمــــــعی قانعنـــــد و اندکــــــی سکـــــــوت ...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حرف آخر -----> کاریو شروع نکن که اگه کم آوردی کسی غیر از خودتم ضرر ببینه !
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 9:43 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
سلام تا حالا دیدید روزنامه ها یه خبری مینویسن و یه چیزی شایعه میشه ، بعد یکی میاد همه چی رو شدیدا تکذیب میکنه و میگه اینا همش شایعه هست ولی یه هفته بعدش معلوم میشه همه چی حقیقت داشته دیدید ؟ الانم من شدیدا تکذیب میکنم که خبری نیست و من فعلا قصد عشق و عاشقی ندارم .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
در دلم کاشتمت
ظرف زیبایی شکست ... بند زدندش ظرف شد اما ... زیبا نشد
من و او قوانین فیزیک را نقض میکردیم . در آغوش ما انرژی از حالتی به حالت دیگر تبدیل نمیشد ، تنها ایجاد میشد .
وقتی قراره آخرش همه کارها خراب بشه ؛ دیگه چه فرقی میکنه کی پت باشه کی مت !
هیز نیستم ... چشم هایم به تو عادت کرده .
ديروز را سوزانديم برای امروز امروزمان را گذرانديم برای فردا و فردايمان ديروزی ديگر !!! اين است بازی پوچ ما انسانها ...
کاتالیزور من بودم و او بود و کاتالیزوری که ما را با هم ترکیب کند ؛ حالا من تنها ماندهام و از خودم بارها میپرسم : که چرا او نمیدانست نباید به کاتالیزورها پیوند داد ؟
در تلاقی عاشقانه اندامها نه تو و نه شیطان
بهش گـفـتـم : دستــامــو بـگـيـــــــــــــر ..... گــرفـت ! گــفـــــتــــــم : مــرا در آغــوش بـگـــــــر ..... گــرفـت ! گـــــــفـــتـــم : مـــــــــرا بـــبـــــــــــوس ..... بـوســیـد ! گـــــفــــتــــــم خــــــواســـــتــــــه ام را ..... تـحـقـق بخـشـيـــد ! شـــكــــر كــــــردم او را ... ــ خــــــدايــــــم بـــــــــــود ــ
امروز صبح امروز صبح سطل زبالهی دخترک پر از گلهای سرخ تازهای بود که بوی عشقهای مرده را میدادند .
مترسک يك بار به مترسكی گفتم : لابد از ايستادن در اين دشت خلوت خسته شده ای گفت : لذت ترساندن ، عميق و پايدار است . من از آن خسته نمی شوم دمی انديشيدم و گفتم : درست است ، چون كه من هم مزه اين لذت را چشيده ام گفت : فقط كسانی كه تنشان از كاه پر شده باشد اين لذت را می شناسند هنگاميكه باز از كنار او ميگذشتم ؛ ديدم دو كلاغ دارند زير كلاهش لانه ميسازند ...
فراموش شدگان و فراموش کنندگان حكايت جالبيست كه فراموش شدگان ، فراموش كنندگان را هرگز فراموش نمی كنن
Friends Should Not Be Like The Birds Of Lake When Lake Gets Dry , Birds Shift To Another Lake Real Friends Are Like FLOWERS Of Lake When It Gets Dry , Flowers Dies At The Spot
من قطاری دیدم
هیچ کس نمیتواند به عقب برگردد و شروع جدیدی داشته باشد . هرکس می تواند از حالا شروع کند تا پایان جدیدی بسازد . خداوند قول روز بدون درد ، خنده بدون غم ، آفتاب بدون باران را نداد ... اما توان برای آنروز ، نوازش برای گریه و نور برای راه را قول داد .
زندگی مثال دختر زیبای تلخ رویی است که به انتظار خنده اش نشسته ای ؛ غافل از اینکه اگر بخندد به تو می خندد ...
سکس تسکین آدمیزاده ، وقتی که به عشق نمیرسه ...
سه دسته از مردم برای من مفيد بوده اند : آنانکه دوستم داشتند ، بدخواهانم و آنانکه نسبت به من بی اعتنا بودند . آنانکه دوستم داشتند به من محبت آموختند ؛ بدخواهانم حزم و احتياط يادم دادند ؛ و از آنانکه نسبت به من بی اعتناء بودند غرور را ياد گرفتم . ( جبران خلیل جبران )
دخترک آنقدر عاشقانه رفتار کرد که خودم هم شک کردم شاید پول آخر کار هم جزئی از قصهی عاشقیمان باشد .
روزی سگ دانایی از کنار یک دسته گربه می گذشت ؛ وقتی نزدیک شد دید گربه ها سخت با خود مشغولند و اعتنایی به او ندارند ، وا ایستاد . آنگاه از میان آن دسته ، یک گربه بزرگ و عبوس پیش آمد و گفت : ای برادران دعا کنید ، هر گاه دعا کردید و باز هم دعا کردید و کردید ، آنگاه یقین بدانید که باران موش خواهد آمد . سگ چون این را شنید در دل خود خندید و با خود گفت : ای گربه های کور ابله ، مگر ننوشته اند و مگر من و پدرانم ندانسته ایم که آنچه به ازای دعا و عبادت ایمان می بارد ، موش نیست بلکه استخوان است !!! ( جبران خلیل جبران ، دیوانه )
اين روزها با هر که دوست میشوم احساس میکنم آنقدر دوست بودهايم که ديگر وقت خيانت است !
دين بهترين وسيله برای ساکت نگه داشتن مردم است . ( ناپلئون )
مدتها پيش آموختم که نبايد با خوک کشتی گرفت ؛ خيلی کثيف میشوی و مهمتر آنکه خوک از اين کار لذت میبرد .
مطمئن نیستم خدا مرد باشد ، مهربانیش بیشتر به زنها میخورد .
به مدير IBM ميگن راز موفقيت چيه ؟ ميگه : راز موفقيت را نميدانم ، ولی راز شکست اينه که بخواهی همه را راضی کنی
تفاوت چه فرقی هست میان مردانی که هر شب را میان فاحشگان میگذرانند با خود فاحشگان ؟ یکجا میخوابند ؛ یک کار را میکنند ؛ و صبح از یک در خارج میشوند ...
کاش ماه می فهميد بين اينهمه ستاره و سياره ، فقط يکی " مشتری" است .
خدايا من اگر بد کنم تو را بنده های خوب فراوان است ... اما اگر تو مدارا نکنی مرا خدای ديگر کجاست ؟
بیاد داشته باشید قطع لذتها و به جا ماندن گناهان را ... ( نهج البلاغه )
به خدا خیانت کردم ! میگفتند : شیطان بسیار زشت است ، از خدا خواستم شیطان را نشانم دهد .
هيتلر به ناپلئون ميگه : ما برای شرف ميجنگيم ولی شما برای پول ميجنگيد هر کی برای هر چی نداره ميجنگه ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تبلیغات میان پست : زیباترین جملات عاشقانه در اینترنت ... از کی تا حالا ؟؟؟ از وقتی فور بیفور اومده (^:
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
نگاه منطقی یه ترک به زندگی : تا حالا فکر کردی اگه توماس اديسون نبود ... مجبور بوديم توو تاريکی تلويزيون نگاه کنيم !
اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه ... بچشون مرفين ميشه اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسی كنه بچشون پرتاب ميشه . ( اصلا هم قدیمی نبود ، من تازه اینو شنیدم )
دو تا ترک با هم همسایه بودن ، هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق دزدیدن !
به رشتیه ميگن : چند روزه می بينيم زنت با يه پيكان ميره بيرون شهر . ميگه : من نمیدونم مردم اين همه بنزيِن رو از كجا ميارن ؟!
یه شب یه ترکه به زنش میگه : خانوم من امشب هوس نون بربری کردم زنش میگه : خوب برو بگیر من هم بخورم ترکه میره نونوایی میگه : شاطر دو تا نون بربری بده شاطر میگه : چرا دو تا ؟ میگه : آخه خانومم هم هوس نون بربری کرده وقتی برمیگرده خونه و نون بربری رو میزاره توو سفره ، زنش میگه : این نون رو از کجا خریدی ؟ اونم میگه : از سر کوچه زنش میگه : خوبه ، دستت درد نکنه ولی من نمیتونم یه نون کامل بخورم چون توو رژیمم ترکه میگه : عیبی نداره ، هر چی نخوردی من میخورم خوردن که تموم شد ، رفتن بخوابن هنوز سرشون به بالش نرسیده بود که خوابشون برد الان هم خوابیدن بزار بیدار بشن ببینیم دیگه چیکار میکنن حتما در جریان میزارمت (^:
به ترکه میگن آمریکا میخواد حمله کنه ... میگه : خاک بر سرمون شد ... حالا کی میخواد جلوی آرنولد رو بگیره ؟؟
اتل متل یه مورچه ... قدم میزد توو کوچه اومد یه کفش ولگرد ... پای اونو لگد کرد مورچه ی پا شکسته ... راه نمیره نشسته ... با برگی پاشو بسته نمیتونه کار کنه ... دونه ها رو بار کنه ... توو لونه انبار کنه مورچه جونم تو ماهی ... عیب نداره سیاهی ... خوب بشه پات الهی
فرق رفاقت دخترا و پسرا : میگه : خونه یکی از دوستام . مرد به ده تا از صمیمی ترین دوستای زنش زنگ می زنه ، همشون انکار می کنن وحتی یه نفر هم گردن نمی گیره . میگه : خونه یکی از دوستام بودم . زن به ده تا از صمیمی ترین دوستای مرد زنگ می زنه ، هشت تاشون تایید می کنن که مرد شب پیش اونا بوده ودو تای دیگه هم تاکید میکردن که حتی همین الانم پیش ماست ولی به هزارو یک دلیل نمی تونه حرف بزنه.
قيامت ميشه ، به ترکه ميگن : شما 73/ 874 رکعت نماز قضا داری ترکه ميگه : 874 رکعتش قبول ولی ديگه اون73/ . از کجا اومده ميگن : تعداد نماز هايی که خوندی ضربدر کسينوسه زاويه انحراف از قبله !!!
به لره میگن خدا چیه ؟ میگه : خدا خیلی خوبه و مهربونه و آفریننده ی این جهانه . ما که خیلی دوستش داریم . ابوالفضل نگهدارش باشه
به دستور شهردار قزوین و در راستای زیباسازی منظره شهر ؛ از این پس زنگ منازل روی زمین نصب خواهند شد !
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی هست ؛ که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره !
می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند ؟
ای کسانی که invisible چت میکنید ... بهراسید که خداوند شما را سوسک خواهد کرد . ( آیهی 13 - سورهی یاهو )
به لره ميگن بچت حشيش ميكشه ، ميگه : حشيش چيه ؟ ميگن : يه چيزيه كه آدم ميكشه و ميره تو فضا . شب پسرش مياد خونه و لره بهش ميگه : اصغر حشيش ميكشی ؟ پسره ميگه : نه بابا ؛ چطور مگه ؟ لره ميگه : خفه شو پدر سگ ، مردم توو آسمونا ديدنت ! ( قدیمی بود ولی قبول کنید خیلیا نشنیده بودن )
شرکت نوکيا برای رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايرانی يک گوشی جديد طراحی کرده که با فشردن تنها يک دکمه می نويسه " يه روز یه ترکه ... "
يه روز يه خلبان مجبور به فرود اضطراری در قزوين ميشه چترش سر و ته ميشه ، با سر ميوفته توی سطل آشغال قزوينيه از اون بغل رد میشده ميگه : بالام جان ببين مردم اين دورو زمونه چقدر اصراف كار شدن ... به اين نويی رو انداختن دور
یارو توو انتخابات کاندید میشه ، بعد که رایها رو میشمرن ، میبینه سه تا رای آورده . شب میره خونه ، خانومش در جا یکی میخوابونه تو گوشش ، میگه : میدونستم پای یه زنه دیگه هم وسطه !
به ترکه میگن : عروسی پسرت کی هست ؟ میگه : این دوشنبه نه ، چهارشنبه بعدی
پ ن 1 : شايد اين دنيا جهنم سياره ديگری باشد ... پ ن 2 : من هم یک روز میتوانستم با پرندهها درد دل کنم ، باور نداری ؟
حرف آخر ----> اگر فكر كنيد كه موفق ميشويد يا شكست ميخوريد در هر دو صورت درست فكر كرده ايد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 11:33 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
آنکه میخواهد روزی پريدن آموزد ؛ نخست می بايد ايستادن ، راه رفتن ، دويدن و بالارفتن رابیاموزد . پرواز را با پرواز آغاز نمیکنند .
من حقیقت را بازگو می کنم نه آنقدر که باید بلکه آنقدر که شهامتش را دارم
هر پلك زدن مرگ يك لحظه است و مژه ها سوگوارانی سياه پوش ، در ماتم قتل عام لحظه ها ...
چشم هایم را می بندم و تمام جهان می میرد پلک می گشایم و همه چیز از نو زاده می شود به گمانم تو را در ذهنم ساخته ام .
جلسه محاكمه عشق بود و قاضی عقل ؛ و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه ی مغز شده بود يعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه ی اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداری از عشق آهای چشم ، مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی ديدن اونو داشتی ای گوش ، مگر تو نبودی كه در آرزوی شنيدن صدايش بودی و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد ؟ همه ی اعضا روی برگرداندند و به نشانه ی اعتراض جلسه را ترك كردند تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت : ديدی قلب ... همه از عشق بيزارند ! ولی من متحيرم كه با وجوديكه عشق بيشتر از همه تو را آزرده ، چرا هنوز از او حمايت ميكنی !؟ قلب ناليد : كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعی باشم . پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد ، حتی اگر نابود شوم ...
پيمان ها و پيمانه ها را شكستی خواهم زيست ...
جوانی نکردهام که حسرت بخورم پير به دنيا آمدهام اگر هنوز زنده ام فرصت مرگ نمیدهند
« خدايا ! كمكم كن كه هيچ حقيقتی رافدای هيچ مصلحتی نكنم . » ( دكتر علی شريعتی )
سخن بزرگان 1 . ما همان چيزی هستيم که بدان تظاهر میکنيم پس هميشه بايد مواظب باشيم ببينيم به چه چيزی تظاهر میکنيم . ( کورت ونهگات ) 2 . اشتباه انسان از روزی آغاز نشد که اشتباه کرد ، از روزی بود که پی به اشتباه خود برد و اعتراف نکرد... 3 . کسی که سوال می پرسد 5 دقيقه احمق است اما کسی که سوال نمی پرسد برای هميشه احمق است ... ( پائلو کوئیلو ) 4 . بجای آنکه برچسبی مثل مسیحی ، یهودی ، مسلمان ، بودایی یا هر چیز دیگر به پیشانی بچسبانی ؛ قول بده که مسیح گونه ، خداگونه ، بوداگونه و محمد گونه باشی . ( وین دایر ) 5 . وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند ، ولی قلبش سياه ميشود . ( مارك تواين )
فریب همه مردم را « بعضی مواقع » میتوان فريفت و بعضی از مردم را برای « همه عمر » ليکن نميتوان همه مردم را برای همه ی عمر فريب داد .
اگر خداوند يک آرزوی هر انسان را برآورده ميکرد
پوکر دست من خالیه خالیست اما من بزرگترین بلوف زندگیم را در قمار با شیطان زدهام میخواهم همهی عشق را با همهی مکرش تاخت بزنم .
یک نظر سنجی ... در يك نظر سنجی از مردم دنيا سوالی پرسيده شد و نتيجه ی جالبی بدست آمد . سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد ؟ و كسی جوابی نداد چون در آفريقا كسی نمی دانست غذا يعنی چه ؟ در آسيا كسی نمی دانست نظر يعنی چه ؟ در اروپای شرقی كسی نمی دانست صادقانه يعنی چه ؟ در اروپای غربی كسي نمی دانست كمبود يعنی چه ؟ در آمريكا كسی نمی دانست ساير كشورها يعنی چه ؟
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بهترین متن ها و جملات عاشقانه در فور بیفور دات بلاگفا دات کام
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
پ ن : به قول ادگار آلن پو ، نویسنده آمریکایی : هیچ هیجان شدیدی نمی تواند ماندگار باشد .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
سخن آخر -<--- هيچ چيز را قبول نکن ... تا از زير چاقوی تشريح خودت ردش نکردی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 20:23 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| BEST SITES |
|
همه چیز در مورد جن ساعت دلتنگی گالری عکس (فوتوسرچ) ترانه های فارسی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|