تبليغاتX
آس و پاس

سلااااااااااااااااااام ...

وای چه خبره این ماه ...

بیست و پنجم که ولنتاین هستش ، از همین الانم تبریک میگم به همتون

تاریخچه ی این روز هم تووی همین پست هستش .

  بترکونید (:LOVEدیگه برید حسابی

برای منم نمیخواد هدیه بگیرید  (:  به جاش بیاید یه کم نظر بدید ... مرسی

.....

حالا مناسبت دوم چیه ؟

تولده وبم هست دیگه ... بیست و نهم این ماه تولد وبلاگم هست .

تولد تولد تولدش مبارک

دقیقا شنبه 29/11/1384 ساعت 8:15 بود .

ایشالله تولد 150 سالگیشو جشن بگیریم . قربونش برم که انقدر ماهه ... وبلاگمو میگمااا .

 

راستی تا یادم نرفته

 وبلاگ تغییر کرد  ... E-MAIL

asopas_weblog@yahoo.com جدید وبلاگ هست -------> E-MAIL این

بفرستین به این میل جدید بفرستین  MAIL اگه خواستین

ولی برای چت کردن همون میل قبلی ، یعنی -----> َasopas999@yahoo.com

یه بخش جدید هم حاضر شده به نام خبرنامه ؛

اگه دوست داشتین از آپدیت شدن وبلاگ مطلع بشید حتما عضو بشید

همین بغل زیر لوگو و کانتر هستش ... ممنون

ضمنا لوگوی وبلاگ هم حاظر شد ... خودم درست کردم ، قشنگه ؟

فعلا کد لوگو رو در قسمت نظرات همین پست گذاشتم .

راستی کی میدونه چطور کد لوگو رو میزارن زیر لوگو که هرکسی خواست کپی کنه ؟

من چون نمیدونستم فعلا گذاشتم اینجا ، تا ببینیم بعدا چی میشه .

اگه دوست داشتین ، بزارین توو وب یا وبلاگتون ... اندازشم  اگه خواستین تغییر بدین

یه دنیا ممنون که توو این یه سال من و وبلاگمو تحمل کردین .

مرسی ... دوستون دارم مثه همیشه ... تا بعد

.

.

.

                                 history of valentine

روز ولنتاین مصادف با 25 بهمن ماه  ( 14 فوریه ) است روز عشق و محبت نامیده شده .

در این روز دخترها و پسرها به همدیگر هدیه میدهند تا عشق و علاقه خود را به یکدیگر به نحوی ابراز کنند  .

هدایای این روز معمولا آبنبات های فانتزی ، کارتهای نقاشی شده ، عروسکهایی به شکل قلب و خرس های کوچک و این قبیل کادوهاست  .

این هدایا فقط بین جوانها رد و بدل نمیشود بلکه در سرتاسر دنیا ، انسانها این هدایا را به کسانی که دوستشان دارند ، اعضای فامیل و … هدیه میدهند تا محبت خود را نسبت به آنها ابراز کنند .

 

درباره تاریخچه ولنتاین روایات گوناگونی وجود دارد .

 

یکی از این روایات به قرن سوم میلادی در روم مربوط میشه ! در آن زمان کلودیوس دوم امپراطور روم بود ، و او به این نتیجه رسیده بود که مردانی که ازدواج نکرده اند بهتر از مردان متاهل جنگاوری میکنند و در حقیقت افرادی که خانواده ندارند سربازان بهتری هستند . به همین دلیل او ازدواج را در تمام امپراطوری روم برای مردان جوان ممنوع کرد ... در این دوران کشیشی به نام سنت ولنتاین پی به بی عدالتی کلودیوس برده و برای مبارزه با او در خفا و به طور پنهانی در کلیسا برای عاشقان جوان مراسم ازدواج را اجرا می کرد .

       گفته میشود که وقتی امپراطور پی به این عمل ولنتاین برد دستور داد تا او را به قتل برسانند .

در روایت دیگر گفته میشود که ولنتاین به این دلیل کشته شده است که سعی داشته تا مسیحیانی را که به دست رومیان زندانی شده بودند و اغلب مورد شکنجه بودند را از زندانهای رومیان فراری دهد .

به روایتی دیگر ولنتاین اولین کسی بوده که پیام ولنتاین ( Valentine Greetings)  را فرستاده است .

این پیام زمانی فرستاده شده که او در زندان به سر می برده و احتمالا او عاشق دختر زندانبان خود که در زمان اسارت قبل از کشته شدنش به او سر می زده شده بود ... جالب است بدانید که این دختر بنا به   

روایات متعدد کور نیز بوده است ... در این نامه فرستاده شده به جای امضا عبارت

 From your valentine!  نوشته شده بود . عبارتی که امروزه نیز در میان مردم جهان مصطلح است . 

یه جای دیگه خوندم که کشیش قصه ی ما دختر نگهبان رو که نا بینا بوده درمان میکنه . وقتی کلودیوس    

 متوجه این معجزه میشه ، دستور میده سنت ولنتاین رو گردن بزنند . روز اجرای حکم سنت ولنتاین یه پیام  خداحافظی برای دختر نگهبان زندان میفرسته و انتهای نامه اینطور مینویسه FROM YOUR VALENTINE

به هر حال روایات درباره ولنتاین بسیار زیاد و متعدد است و حقیقت درباره روز ولنتاین در هاله ای از ابهام قرار داره .

خدا

اگه خدا تا لب پرتگاه بردت ...

بدون يا از پشت گرفتتت ، يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده .


پرینت قلب

آخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم دوستت دارم .


بی وفایی

بي وفايي قابل بخشش اما فراموش نشدنی است !!!


چه چیز بهترین است

.

.

.

من آن بهترین را برای تو آرزو دارم


دختر از پسر پرسيد : من خوشگلم ؟              پسر گفت : نه

دختر گفت : دوستم داری ؟                          پسر گفت : نه

دختر گفت : اگه بميرم برام گريه ميکنی ؟        پسر گفت : اصلا

دختر چشماش پر از اشک شد ... هيچی نگفت

پسر بغلش کرد و گفت : تو خوشگل نيستی ، زيبا ترين هستی

                                تو رو دوست ندارم ، چون عاشقتم

                                 اگه بمیری برات گریه نمیکنم چون منم میمیرم


غروب

مي دونی چرا رنگ غروب سرخه ؟

چون خورشيد وقتی مي بينه من و تو با هم هستیم آتيش می گيره .


بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد ؛

دريای غم تنها دريايی است كه ساحل ندارد ؛

قلب تنها چيزی است كه شکستنش صدا ندارد ؛

عاشقی تنها دردی است که درمان ندارد .


دوست

فرشته‌ها وجود دارند اما بعضی وقتها چون بال ندارند ، ما بهشون ميگيم ::::: دوست


تنهایی

به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم ... منو تنها گذاشت و رفت ؛

به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم ... منو تنها گذاشت و رفت ؛

به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم ...  اونم منو تنها گذاشت و رفت ؛

ولي وقتي به تنهايي گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم ... موند و همدم و مونسم شد !!!


اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم .....

بهتر است آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم .


همیشه غم انگیزترین و سخت ترین لحظات رو کسی واست می سازه که زیبا ترین و شیرین ترین لحظات رو واست ساخته بود .


دل

گفتمش : دل ميخری ؟    پرسيد چند ؟

گفتمش : دل مال تو ، تنها بخند .

خنده کرد و دل ز دستانم ربود ... تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود ... جای پايش روی دل جا مانده بود .


دوست داشتن

چقدر خوبه که آدم یکی رو دوست داشته باشه

نه بخاطر اینکه نیازش رو بر طرف کنه ... نه بخاطر اینکه کس دیگری رو نداره

نه بخاطر اینکه تنهاست ... و نه از روی اجبار

فقط بخاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشته شدن رو داره  .


دوست همیشگی من

من سه تا دوست دارم ... خورشید ، ماه و تو ...

خورشید رو برای روزام

ماه  رو برای شبهام

تو رو برای تک تک لحظه هام میخوام 


Always think positive

This can be read as "god in no where"
or as "god is now here"
everything in life depends on how you look at them.

 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

حرف آخر ------> ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 بهمن1385ساعت 22:56  توسط محمد صادق , زهرا | 

 

زندگی و مرگ

مردگان نمى دانند كه مرده اند ، به همان اندازه كه زندگان نيز از زندگى بى خبرند .

 


نمیدانم ...

نمیدانم چرا دیگر چشمانم در جاده انتظار منتظر تو نیست

نمیدانم چرا دیگر با آمدنت صدای پایت برایم هیجان آور نیست .

چرا دیگر دیدن چشمانت برایم یک رویا نیست

چرا دیگر بودن و نبودنت برای من مهم نیست

نمیدانم چه شد بر من!!!


دلم میخواهد

دلم میخواهد که باور کنم که زندگی زیباست

دلم میخواهد باور کنم که بهار نمی میرد در بطن زمان

دلم میخواهد بهترین ملودی را برای زندگی بسازم

دلم میخواهد با امید بمیرم

دلم میخواهد ....... و دیگر هیچ


روزگاری که تو بودی و عشق تو

روشنایی دلم از تمام روشنایی های شهر  بیشتر بود

اما اکنون چراغ های خانه روشن است و چراغ های دلم خاموش

به ستاره های آسمان هم گفته ام  اگر خاموش باشند غمی نیست

چون به تاریکی و خاموشی عادت دیرینه دارم

قلب مرا نگاه کن !!!


عاشقونه نگام نکننذار دوباره بشکنم

نذار تو این غروب تلخاز همه چی دل بکنم

نذار صدای قدمات  سکوتو بشکنه

که این سکوت لعنتی ... قشنگترین حرف منه

با عاشقونه نگات ... چشاما بارونی نکن

واسه یه حس بی دلیل ... قلبمو قربونی نکن

نگاه سردمو ببین ... دل از کسی نمیبره

هیشکی واسه عاشق شدن ... قلب یخی نمیخره

دیگه رو خاک تن من ... بذر محبت و نباش

برای دلسپردگی ... تو فکر یه فرشته باش


 

در چشمانت چيست که مرا به سوی خود ميکشد ؟

در گرمي دستانت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟

در آينه چشمهايم بنگر چه مي بینی ؟!

آيا می بینی که تو را می بيند ؟!

صدای تپش قلبم را ميشنوی که فرياد ميزند ...

دوستت دارم


امشب ...

امشب به سوگ آرزوهایم نشسته ام

و در غم نبودنت اشک فراق میریزم

امشب شمع حسرت آرزوهای بر باد رفته ام

ذره ذره آب میشود

امشب برای مرگ آرزوهایم لباس پوشیده ام

کاش امشب کسی برای عرض تسلیت

به خانه ی دلم می امد

کاش امشب تو بودی و دلداریم میدادی

و دفتر آرزوهایم را ورق می زدی

اما افسوس که نیستی ...

و زندگی بی تو قشنگ نیست !!! 


شبی پرسيدمش با بي قراری ... به غير از من کسی را دوست داری ؟

به چشمش اشک شد از شرم جاری ... ميان گريه هايش گفت :  آری ):


اگر يک آسمان دل را به قصد عشق بردارم

ميان عشق و زيبايی من تو را دوست ميدارم  


تنهایی را دوست دارم ... نمی دونم چرا ؟

شاید به خاطر سکوتش ، شاید به خاطر آرامشش ،

شاید به خاطر دل تنگی هایی که فقط تو تنهایی از آدم سراغ می گیرند ،

شاید به خاطر تنهاییش و شاید هم به خاطر ....


تا حالا بهش فکر کردی ...

چرا برگ ها وقتی احساس زردی می كنند خودكشی می كنند ؟

آيا اين همان خورشيد ديروز است يا اين آتیش با اون آتیش فرق داره ؟

راستی چرا پنجشنبه خودش را به بعد جمعه نمی اندازه ؟

بگو آيا گل سرخ عريان است يا همين يك لباس را داره ؟

هندوانه به چه می خندد وقتی به قتل رسيده است ؟

هرگز نيامدن بهتر از دير كردن نيست ؟

آيا 4 برای همه 4 تا است ؟ آيا همه 7 ها برابرند ؟

نوری كه زندانی به آن می انديشد همان نوری است كه بر تو می تابد ؟

كجا می توانی سازی بيابی كه در روياهايت بنوازد ؟

فاصله بين خورشيد و پرتغال به عدد صحيح چند متر است ؟

آيا زندگی ما تونلی ميان دو روشنايی مبهم نيست ؟

يا روشنايی ميان دو مثلث تاريك نخواهد بود ؟

آيا مرگ از نبودن حاصل می شود يا  از مواد خطرناك ؟

اما مي دانی از كجا می آيد مرگ ، از بالا يا پايين ؟

از ميكروب می آيد يا از ديوار ؟ از جنگ می آيد يا از زمستان ؟

اندوه گوسفندی تنها چه نام دارد ؟

اگر مگس ها عسل بسازند ،  زنبورها رنجيده خاطر خواهند شد ؟

آيا آنكه هميشه منتظر بوده ، از آنكه هرگز انتظار كسی را نكشيده ، بيشتر رنج می كشد ؟

انتهای رنگين كمان كجاست ، در روح تو يا در افق ؟

چه كسی می تواند دريا را قانع كند كه عاقل باشد ؟

چگونه به ميخك ها بگويم كه از عطرشان متشكرم ؟

مورچه با كدام ارقام ، سربازان مرده اش را از كل تفريق می كند ؟

كجاست آن كودكی كه من بودم ، در من هست هنوز يا رفته ؟

آيا می داند كه هرگز دوستش نداشتم و می داند كه هرگز دوستم نداشت ؟

چرا اين همه وقت گذرانديم تا بزرگ شويم ، فقط برای آنكه از هم جدا شويم !!؟

وقتی كودكيم مرد چرا هر دو نمرديم ؟ و اگر روحم دور افتاده است چرا اسكلتم دنبالم می كند ؟

چرا ..... چرا ..... چرا ؟؟؟ 

تو پاسخم نمیدهی ... اما پرسش ها هیچوقت نمیمیرن ):

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 بهمن1385ساعت 19:40  توسط محمد صادق , زهرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

BEST SITES
همه چیز در مورد جن
ساعت دلتنگی
گالری عکس (فوتوسرچ)
ترانه های فارسی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
BEST WEBLOGS
ترتینا (افسون)
اشک باران (شیرین)
نفس های آخر (شقایق)
خوشا با خود نشستن...(مینا)
شهرمردگان (ملکه کیمیا)
خدانگهدار عزیزم (پرهام)
سوگند نامه عشق (معصومه)
بهار غمگین (پریسان)
آسمونی (مرضیه)
کلبه صداقت (ساسان)
ناقوس دل (فهیمه)
عشق حقیقی ( دالتونها )
ایستگاه خداحافظی(شیدا و شیما)
شبهای مهتابی (یلدا)
گذشته های شیرین (یلدا)
خسته ( خسته )
گنجینه ی من ( ندا )
عشق یک دروغگوی صادق (دروغگو)
آفتابگردون
http://4B4.BLOGFA.com





Powered by WebGozar

PageRank
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان