![]() |
![]() |
|
|
سلام ... خوفید ؟ ایشالله توو این سال هم به هر چی که دوس دارید ، برسید . البته میدونید ، هر چیزی که آدم میخواد بهش برسه و دوستش داره براش خوب نیست . خوبه که آدم فرق بین این دو تا رو بفهمه و بفهمه که چی براش خوبه و چی بد . راستی یه چیزی رو خیلی وقته میخوام بگم ولی یادم میره همش حالم از کسایی که وانمود می کنن آدمو دوس دارن ولی در واقعیت اصلا برای آدم ارزش قائل نیستن به هم میخوره . مخصوصا اگه اون آدما از نزدیکترین کساتون باشن ، دیگه بدتر . امیدوارم این حس رو هیچ وقت تجربه نکنید . : بی تو ... : درست یک روز است که یکدیگر را ترک کرده ایم که می خواهم فردا سالگرد جدایی مان را جشن بگیرم .
: خداجونم ... عاشقتم : شاید دوستان ، ما را ترک کنند ؛ و خویشان از ما دوری جویند ؛ ولی همیشه یک نفر به ما عشق میورزد ؛ او خداست ... پس با عشق به او زندگی کنید .
:خوشبختی : لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند که گذشتند .
: دنیای شیشه ای : همیشه فکر کن توو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی ؛ پس سعی کن به طرف کسی سنگی پرتاب نکنی ؛ چون اولین چیزی که میشکنه ، دنیای خودته !
تکیه به شونه هام نكن ، من از خودت خسته ترم مـا که بـه هم نمی رسیم ، بسه دیگه بـذار بـرم : اگر خواستي بيایی : : به یکی دو هفته ش می ارزید ... : پسر دختر را ميخواست ودختر پسر را دوتا جوان رشيد ...اما اختلافات قومی و مذهبی هيچ وقت به آنها اجازه نداد که با هم ازدواج کنن اصرار و اصرار ... اما هيچ فايده ای نداشت قرار شد که دختر سوی خودش برود و پسر هم سوی خودش آنها اين کار را کردند ... اما دلهايشان بد جور به هم نزديک بود همين شد که طاقت نياوردند ... پسر دست دختر را گرفت و فرار کردند يک هفته تفريح ، يک هفته زندگی عاشقانه ، در آخر هفته هم جنازه دختر و پسری را روی يکی از کوههای شهر پيدا کردند يک دست خط و دو جنازه که در آغوش هم مرده بودند ...
: دلمان خوش است !!! : دلمان خوش است که مي نويسيم و ديگران مي خوانند و عده ای میگويند : آه چه زيبا و بعضی اشک ميريزند و بعضی می خندند دلمان خوش است به اینکه کسی عاشقمان شود ... به اينکه کسی برايمان دل بسوزاند با شاخه گلی دل می بنديم و با جمله ای دل مي کنيم دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزديک دلمان خوش مي شود به برآوردن خواهشی و چشيدن لذتی و وقتی چيزی مطابق ميل ما نباشد چقدر راحت لگد مي زنيم به همه چیز و چه ساده ميشکنيم ... همه چيز را ... حتی غرور هم را
بهم یه قول بده ... قول بده که چشمانت را به خاطر کسی که مفهوم نگاهت را نميفهمد گريان نکنی .
: ای کاش : کاش کاشها همیشه واقعیت داشتن . کاش هميشه از اسمون خدا بارون عشق بباره ؛ کاش مي شد سوار ابرای آسمون شد و رفت تا جايی که پر از عشق باشه ؛ کاش مي شد همه ی آدمها با عشق زندگی کنند ؛ کاش مي شد آدمها برای يک لحظه به عشق واقعي فکر کنند و ارزشش رو متوجه بشن ؛ کاش مي شد لحظه های انتظار زودتر بگذره تا آدمها کمتر دلهره داشته باشن ؛ کاش مي شد هيچ آدمی تنها نباشه ؛ کاش مي شد خدای مهربون دلها رو به هم نزديک کنه ؛ کاش مي شد همه ی آدمها به خاطر عشق ، قلبهاشون بتپه ؛ و هزاران کاش دیگه ...
: چرا؟ : حالا که دارم به رفتنت عادت میکنم . . . پس چرا دوباره اومدی میگی دوستت دارم .
: رفتی! : چراغ های خانه ام روشن بود و صدای خنده هایت می آمد ... چه احساس خوبیست ... شادمانی تو ... من ... با آرزوی بهترینها برایت آمدم ....... اما نبودی !!!
: ابرای پاییزی : ابراي پاييزي دلگير من ... جوون ترای چهره ی پير من با اينكه هيچ كس نيومد پيش من ... شب زده ها ، چشمای درويش من خیلی قشنگه ... نه ؟
وقتی کسی رو دوست داری ، حاضری جون فداش کنی حاضری دنیارو بدی ، فقط یه بار نگاش کنی به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه
میدانم برسر گورم نخواهد آمد او همیشه دیر میرسد ! همیشه ... حتی برای تشییع جنازه ام !!!
حرف آخر <~~~~گریه هایت را حرام نکن ... روزهای گریه هنوز نیامده اند !!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 11 فروردین1386ساعت 20:55 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| BEST SITES |
|
همه چیز در مورد جن ساعت دلتنگی گالری عکس (فوتوسرچ) ترانه های فارسی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|