![]() |
![]() |
|
|
... .. . LOVE
بر نیاید این دو کار از این دو فرد مردی ز نامرد و نامردی ز مرد ...
برای کشتن يک پرنده يک قيچی کافيست لازم نيست آن را در قلبش فرو کنی يا گلويش را با آن بشکافی پرهايش را بزن ... خاطره پريدن با او کاری ميکند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند !
خیلی بده که ... خیلی بده که همه فکر کنن مهربونی ... اما بداخلاق باشی خیلی بده که همه فکر کنن پولداری ... اما هشتت گرو نهت باشه خیلی بده که همه فکر کنن یه عالمه دوست دور و برته ... اما تنها باشی خیلی بده که همه فکر کنن غرق در محبت اطرافیانی ... اما تشنه یه ذره محبت باشی خیلی بده که همه فکر کنن شادی ... اما غمگین باشی
ابر و دریا ابر بارنده به دريا ميگفت : من نبارم تو كجايی ؟ در دلش خنده كنان دريا گفت : ابر بارنده تو خود از مايی ...
همه با هم برابرند ! همه آدمها با هم برابرند ... اما پولدارها محترم ترند ؛ همه آدمها برابرند ... اما دخترها پر طرفدارترند ؛ همه آدمها برابرند ... اما بچه ها واجبترند ؛ همه آدمها برابرند ... اما خانمها مقدمترند ؛ همه آدمها برابرند ... اما سياهها بدبخت ترند و سفيدها برترند ؛ در کل همه آدمها برابرند ... اما بعضيها برابرترند !!!
غربت ديرينه ام را با تو قسمت ميكنم ... تا ابد با درد و رنج خويش خلوت ميكنم رفتی و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد ... من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم
وقتی نيستی ..... نگاهم دست خالی به چشمانم بر ميگردد
چارلی چاپلين به دخترش : تا وقتی قلب عريان كسی رانديدی بدن عريانت را نشانش نده . خداوند میتواند آن زمان كه حس كردی انسانی نفرت انگيز ، بی ارزش و ناپاك هستی و كسی را توان التيامت نيست بخاطر بسپار دوست من ... خداوند می تواند بخاطر بسپار دوست من ... خداوند می تواند بخاطر بسپار دوست من ... خداوند می تواند بخاطر بسپار دوست من ... خداوند می تواند بخاطر بسپار دوست من ... خداوند می تواند
روزی کـه دلـم پيش دلت بود گرو ... دستان مـرا سخت فشردی کـه نرو روزی که دلت به ديگری مايل شد ... کـفـشـان مـرا جفت نمودی که برو
اگر كسی تو را آن طور كه ميخواهی دوست ندارد ، به اين معنی نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد . دل دلايلی دارد كه عقل از آن بی خبر است !!!
شايد آن روز كه سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگی بايد كرد خبری از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت ... هر گلی هم باشی ، چه شقايق ، چه گل پيچك و ياس ... زندگی اجبارست !
ساعت من از ساعت متنفرم از اين اختراع عجيب بشر که جای خالی تو را به رخ دلتنگيهای من ميکشد ... آرزو گاهی آنقدر غرق آرزوهايت هستی كه فراموش ميكنی آرزوی كس ديگری هم هستی !
مرگ مرگ آن نيست که در قبر سیاه دفن شوم . . . مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم
FUN ستاد مبارزه با بد حجابی اعلام کرد : از این پس کسی حق ندارد عسل و میرزا قاسمی را با هم تو یخچال نگه دارد مگر اینکه در یخچال باز باشد .
از طرف بهداشت اومدن سرکشی گاوداری . به ترکه گفتن شما به گاوهاتون چی ميديد ؟ گفت : علف ! جريمش کردن ... بار دوم که اومدن بازم همون سوال رو کردن . ترکه گفت : ما به گاوهامون چلو کباب ميديم ! باز هم جريمش کردن . بار سوم اومدن باز هم همون سوال رو از ترکه پرسیدن . ترکه یه کم فکر کرد بعد با خوشحالی گفت : ما به گاوهامون پول تو جيبی ميديم ، هر چی دلشون ميخواد بخرن بخورن .
يکی به رفيقش ميگه : من يه تمساح پيدا كردم . چيكارش كنم ؟ ميگه : ببرش باغ وحش . فردا رفقيش ميگه : برديش ؟ يارو ميگه : آره ، تازه امشب هم ميخوام ببرمش سينما . بعد از سالها جعبه سياه تانكی كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن ... توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته : "حاجی جون مادرت هل نده ... ده حاجی هل نده ! نامرد ، اين همه نارجك چرا بهم بستی ، يك وقت بلا ملا سرم مياد ... حــــــــاجـــــی ! نکته : تانک مگه جعبه سیاه داره !
پسر خوب چگونه پسری است ؟ پسری كه اولا دوست دختر نداشته باشه دوما دوست دختر نداشته باشه سوما دوست دختر نداشته باشه چون دوست دختر بنای اوليه منحرف شدن اين گل های پاک و معصوم است (-: وزارت ارشاد اعلام کرد : شعر اتل متل توتوله به دلايل زير غير مجاز است :
لبخند رو هیچوقت ترک نکن ... حتی وقتيکه خیلی ناراحتی ... چون افسردگی خیلی خطرناکه حسن . ممکنه که داغون بشی حسن ! نيشت رو ببند حسن (^:
عزيزم ! هر کسی غير از من بهت ميگه : "دوست دارم " باور نکن ! آخه رويا تو تنها کسی هستی که می پرستم . مريم من واقعا واست ميمرم . ميدونی چيه مینا ؟ اصلا زندگيم بدون تو فايده نداره ! خدا شاهده سيمين ، شب ها از عشقت خواب ندارم . مامانم ميگه فکر ناهيد ديوونه ات کرده ! هر چی بهش ميگم من غير از سپيده کسی رو نميخوام باورش نميشه ! تو بگو عاطفه جونم ! بايد چيکار کنم ؟ دختره از ماه عسل بر میگرده ، میشینه رو مبل ، پاهاشو میندازه رو هم . يه ضرب المثل چینی هست كه میگه : 啊那會怎樣 (台語唔、喔...乎你死乎你死去死啦!...唔、喔...乎你死乎你 عبرت گرفتی ؟
یه نفر توی یکی از پادگان های تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اذیتش کنن ، توی غذاش توف ( یا تف ) می کردند و اون هیچی نمی گفته . بعد از چند روز تهرانیها تصميم ميگيرن که باهاش دوست بشن و ديگه اذيتش نكنن . بعد از اينكه بخاطر كارشون ازش عذرخواهی میكنن ، طرف هم میگه : منم از فردا نمی شاشم توی سماور !
ترکه ميره رستوران ، گارسون ميخواد بزارتش سر كار میگه : غذای امروز « كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه » با « ليمو » است ! ترکه ميگه : « كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه » با چی ؟ حرف آخر ----> در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه ميکوبی ... ابر باش تا منتظرت باشن که ببار ی . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 11:0 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| BEST SITES |
|
همه چیز در مورد جن ساعت دلتنگی گالری عکس (فوتوسرچ) ترانه های فارسی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|