تبليغاتX
آس و پاس

 

سلام

تا حالا دیدید روزنامه ها یه خبری مینویسن و یه چیزی شایعه میشه ، بعد یکی میاد همه چی رو شدیدا تکذیب میکنه و میگه اینا همش شایعه هست ولی یه هفته بعدش معلوم میشه همه چی حقیقت داشته

دیدید ؟

الانم من شدیدا تکذیب میکنم که خبری نیست و من فعلا قصد عشق و عاشقی ندارم .

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

در دلم کاشتمت
خوش گِل نبودم
خشک شدی ...


 

ظرف زیبایی شکست ... بند زدندش

ظرف شد اما ...

زیبا نشد


 

من و او قوانین فیزیک را نقض می‏کردیم .

در آغوش ما انرژی از حالتی به حالت دیگر تبدیل نمی‏شد ، تنها ایجاد میشد .


 

وقتی قراره آخرش همه کارها خراب بشه ؛

دیگه چه فرقی می‏کنه کی پت باشه کی مت !


 

هیز نیستم ...

چشم هایم به تو عادت کرده .


 

ديروز را سوزانديم برای امروز

امروزمان را گذرانديم برای فردا

و فردايمان ديروزی ديگر !!!

اين است بازی پوچ ما انسانها ...


 

کاتالیزور

من بودم و او بود و کاتالیزوری که ما را با هم ترکیب کند ؛

حالا من تنها مانده‏ام

و از خودم بارها می‏پرسم : که چرا او نمیدانست نباید به کاتالیزورها پیوند داد ؟


 

در تلاقی عاشقانه اندام‏ها
نه من بودم

نه تو

و نه شیطان
تنها خدا تکرار می‏شد ...


 

بهش گـفـتـم : دستــامــو بـگـيـــــــــــــر ..... گــرفـت !

گــفـــــتــــــم : مــرا در آغــوش بـگـــــــر ..... گــرفـت !

گـــــــفـــتـــم : مـــــــــرا بـــبـــــــــــوس ..... بـوســیـد !

گـــــفــــتــــــم خــــــواســـــتــــــه ام را ..... تـحـقـق بخـشـيـــد !

شـــكــــر كــــــردم او را ...

ــ خــــــدايــــــم بـــــــــــود ــ


 

امروز صبح

امروز صبح سطل زباله‏ی دخترک پر از گل‏های سرخ تازه‏ای بود که بوی عشق‏های مرده را می‏دادند .


 

مترسک

يك بار به مترسكی گفتم : لابد از ايستادن در اين دشت خلوت خسته شده ای

گفت : لذت ترساندن ، عميق و پايدار است . من از آن خسته نمی شوم

دمی انديشيدم و گفتم : درست است ، چون كه من هم مزه اين لذت را چشيده ام

گفت : فقط كسانی كه تنشان از كاه پر شده باشد اين لذت را می شناسند
آنگاه من از پيش او رفتم و ندانستم كه منظورش ستايش از من بود يا خار كردن من
يك سال گذشت و در اين مدت مترسك فيلسوف شد

هنگاميكه باز از كنار او ميگذشتم ؛ ديدم دو كلاغ دارند زير كلاهش لانه ميسازند ...


 

فراموش شدگان و فراموش کنندگان

حكايت جالبيست كه فراموش شدگان ، فراموش كنندگان را هرگز فراموش نمی كنن


 

Friends Should Not Be Like The Birds Of Lake

 When Lake Gets Dry , Birds Shift To Another Lake

Real Friends Are Like FLOWERS Of Lake

When It Gets Dry , Flowers Dies At The Spot


 

من قطاری دیدم
که سیاست می برد
و چه خالی می رفت
جای مردان سیاست
بنشانید درخت
تا هوا تازه شود


 

هیچ کس نمیتواند به عقب برگردد و شروع جدیدی داشته باشد .

هرکس می تواند از حالا شروع کند تا پایان جدیدی بسازد .

خداوند قول روز بدون درد ، خنده بدون غم ، آفتاب بدون باران را نداد ...

اما توان برای آنروز ، نوازش برای گریه و نور برای راه را قول داد .


 

زندگی مثال دختر زیبای تلخ رویی است که به انتظار خنده اش نشسته ای ؛

غافل از اینکه اگر بخندد به تو می خندد ...


 

سکس تسکین آدمیزاده ، وقتی که به عشق نمی‏رسه ...
                                                    " گابریل گارسیا مارکز "


 

سه دسته از مردم برای من مفيد بوده اند :

آنانکه دوستم داشتند ، بدخواهانم و آنانکه نسبت به من بی اعتنا بودند .

آنانکه دوستم داشتند به من محبت آموختند ؛

بدخواهانم حزم و احتياط يادم دادند ؛

و از آنانکه نسبت به من بی اعتناء بودند غرور را ياد گرفتم .                    ( جبران خلیل جبران )


 

دخترک آنقدر عاشقانه رفتار کرد که خودم هم شک کردم شاید پول آخر کار هم جزئی از قصه‏ی عاشقی‏مان باشد .


 

روزی سگ دانایی از کنار یک دسته گربه می گذشت ؛

وقتی نزدیک شد دید گربه ها سخت با خود مشغولند و اعتنایی به او ندارند ، وا ایستاد .

آنگاه از میان آن دسته ، یک گربه بزرگ و عبوس پیش آمد و گفت : ای برادران دعا کنید ، هر گاه دعا کردید و باز هم دعا کردید و کردید ، آنگاه یقین بدانید که باران موش خواهد آمد .

سگ چون این را شنید در دل خود خندید و با خود گفت : ای گربه های کور ابله ، مگر ننوشته اند و مگر من و پدرانم ندانسته ایم که آنچه به ازای دعا و عبادت ایمان می بارد ، موش نیست بلکه استخوان است !!!

                                                                   ( جبران خلیل جبران ، دیوانه )


 

اين‌ روزها با هر که‌ دوست‌ می‌شوم‌ احساس‌ می‌کنم آنقدر دوست‌ بوده‌ايم‌ که‌ ديگر وقت‌ خيانت‌ است‌ !


 

دين بهترين وسيله برای ساکت نگه داشتن مردم است .

                                                             ( ناپلئون )


 

مدتها پيش آموختم که نبايد با خوک کشتی گرفت ؛

خيلی کثيف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک از اين کار لذت می‌برد .


 

مطمئن نیستم خدا مرد باشد ، مهربانیش بیشتر به زن‏ها می‏خورد .
امّا مطمئنم که شیطان زن است ، هیچ مردی این‏چنین حیله‏گر نیست .


 

به مدير IBM ميگن راز موفقيت چيه ؟

ميگه : راز موفقيت را نميدانم ،

        ولی راز شکست اينه که بخواهی همه را راضی کنی


 

تفاوت

چه فرقی هست میان مردانی که هر شب را میان فاحشگان می‏گذرانند با خود فاحشگان ؟
همه از یک در وارد می‏شوند ؛

یکجا می‏خوابند ؛

یک کار را می‏کنند ؛

و صبح از یک در خارج می‏شوند ...


 

کاش ماه می فهميد بين اينهمه ستاره و سياره ، فقط يکی " مشتری" است .


 

خدايا من اگر بد کنم تو را بنده های خوب فراوان است ...

اما اگر تو مدارا نکنی مرا خدای ديگر کجاست ؟


 

بیاد داشته باشید قطع لذتها و به جا ماندن گناهان را ...

                                                            ( نهج البلاغه )


 

به خدا خیانت کردم !

می‏گفتند : شیطان بسیار زشت است ، از خدا خواستم شیطان را نشانم دهد .
دیشب شیطان به خوابم آمد ، بسیار زیبا بود ، عاشقش شدم و به خدا خیانت کردم ...


 

هيتلر به ناپلئون ميگه :

ما برای شرف ميجنگيم ولی شما برای پول ميجنگيد
ناپلئون ميگه :

هر کی برای هر چی نداره ميجنگه

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

تبلیغات میان پست :

زیباترین جملات عاشقانه در اینترنت ...

از کی تا حالا ؟؟؟

از وقتی فور بیفور اومده (^:

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

نگاه منطقی یه ترک به زندگی :

تا حالا فکر کردی اگه توماس اديسون نبود ... مجبور بوديم توو تاريکی تلويزيون نگاه کنيم !


 

اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه ... بچشون مرفين ميشه
اگه يه جغد با يه فوك ازدواج كنه ... بچشون جوك ميشه
اگه يه قو بايه قناری ازدواج كنه ... بچشون قوری ميشه
وبالاخره ...

اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسی كنه بچشون پرتاب ميشه . 

( اصلا هم قدیمی نبود ، من تازه اینو شنیدم )


 

دو تا ترک با هم همسایه بودن ، هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت

تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق دزدیدن !


 

به رشتیه ميگن : چند روزه می بينيم زنت با يه پيكان ميره بيرون شهر .

ميگه : من نمیدونم مردم اين همه بنزيِن رو از كجا ميارن ؟!


 

یه شب یه ترکه به زنش میگه : خانوم من امشب هوس نون بربری کردم

زنش میگه : خوب برو بگیر من هم بخورم

ترکه میره نونوایی میگه : شاطر دو تا نون بربری بده

شاطر میگه : چرا دو تا ؟

میگه : آخه خانومم هم هوس نون بربری کرده

وقتی برمیگرده خونه و نون بربری رو میزاره توو سفره ، زنش میگه : این نون رو از کجا خریدی ؟

اونم میگه : از سر کوچه

زنش میگه : خوبه ، دستت درد نکنه ولی من نمیتونم یه نون کامل بخورم چون توو رژیمم

ترکه میگه : عیبی نداره ، هر چی نخوردی من میخورم

خوردن که تموم شد ، رفتن بخوابن

هنوز سرشون به بالش نرسیده بود که خوابشون برد

الان هم خوابیدن

بزار بیدار بشن ببینیم دیگه چیکار میکنن

حتما در جریان میزارمت  (^:


 

به ترکه میگن آمریکا میخواد حمله کنه ...

میگه : خاک بر سرمون شد ... حالا کی میخواد جلوی آرنولد رو بگیره ؟؟


 

اتل متل یه مورچه ... قدم میزد توو کوچه

اومد یه کفش ولگرد ... پای اونو لگد کرد

مورچه ی پا شکسته ... راه نمیره نشسته ... با برگی پاشو بسته

نمیتونه کار کنه ... دونه ها رو بار کنه ... توو لونه انبار کنه

مورچه جونم تو ماهی ... عیب نداره سیاهی ... خوب بشه پات الهی


 

فرق رفاقت دخترا و پسرا :
یه زن شب نمیاد خونه ... فردا صبح که میاد شوهرش می پرسه کجا بودی ؟

میگه : خونه یکی از دوستام .

مرد به ده تا از صمیمی ترین دوستای زنش زنگ می زنه ، همشون انکار می کنن وحتی یه نفر هم گردن نمی گیره .
یه شب یه مرد نمیاد خونه ... فردا صبح زنش می پرسه کجا بودی ؟

میگه : خونه یکی از دوستام بودم .

زن به ده تا از صمیمی ترین دوستای مرد زنگ می زنه ، هشت تاشون تایید می کنن که مرد شب پیش اونا بوده ودو تای دیگه هم تاکید میکردن که حتی همین الانم پیش ماست ولی به هزارو یک دلیل نمی تونه حرف بزنه.


 

قيامت ميشه ، به ترکه ميگن : شما 73/ 874 رکعت نماز قضا داری

ترکه ميگه : 874 رکعتش قبول ولی ديگه اون73/ . از کجا اومده

ميگن : تعداد نماز هايی که خوندی ضربدر کسينوسه زاويه انحراف از قبله !!!


 

به لره میگن خدا چیه ؟

میگه : خدا خیلی خوبه و مهربونه و آفریننده ی این جهانه .

ما که خیلی دوستش داریم . ابوالفضل نگهدارش باشه


 

به دستور شهردار قزوین و در راستای زیباسازی منظره شهر ؛

از این پس زنگ منازل روی زمین نصب خواهند شد !


 

همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی هست ؛

که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره !


 

می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند ؟
...
چون زن ندارن !


 

ای کسانی که invisible چت میکنید ...

بهراسید که خداوند شما را سوسک خواهد کرد .  ( آیه‌ی 13 - سوره‌ی یاهو )


 

به لره ميگن بچت حشيش ميكشه ، ميگه : حشيش چيه ؟

ميگن : يه چيزيه كه آدم ميكشه و ميره تو فضا .

شب پسرش مياد خونه و لره بهش ميگه : اصغر حشيش ميكشی ؟

پسره ميگه : نه بابا ؛ چطور مگه ؟

لره ميگه : خفه شو پدر سگ ، مردم توو آسمونا ديدنت !

( قدیمی بود ولی قبول کنید خیلیا نشنیده بودن )


 

شرکت نوکيا برای رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايرانی يک گوشی جديد طراحی کرده که با فشردن تنها يک دکمه می نويسه " يه روز یه ترکه ... "


 

يه روز يه خلبان مجبور به فرود اضطراری در قزوين ميشه

چترش سر و ته ميشه ، با سر ميوفته توی سطل آشغال

قزوينيه از اون بغل رد میشده ميگه : بالام جان ببين مردم اين دورو زمونه چقدر اصراف كار شدن ...

به اين نويی رو انداختن دور


 

یارو توو انتخابات کاندید میشه ، بعد که رای‌ها رو میشمرن ، میبینه سه تا رای آورده .

شب میره خونه ، خانومش در جا یکی میخوابونه تو گوشش ، میگه : میدونستم پای یه زنه دیگه هم وسطه !


 

به ترکه میگن : عروسی پسرت کی هست ؟

میگه : این دوشنبه نه ، چهارشنبه بعدی

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

پ ن 1 : شايد اين دنيا جهنم سياره ديگری باشد ...

 

پ ن 2 : من هم یک روز می‏توانستم با پرنده‏ها درد دل کنم ، باور نداری ؟
           از مرغ عشق بپرس چرا عاشق شد ...

 

 

حرف آخر ----> اگر فكر كنيد كه موفق ميشويد يا شكست ميخوريد

                         در هر دو صورت درست فكر كرده ايد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 11:33  توسط محمد صادق , زهرا | 

 

آنکه می‌خواهد روزی پريدن آموزد ؛

نخست می بايد ايستادن ، راه رفتن ، دويدن و بالارفتن رابیاموزد .

پرواز را با پرواز آغاز نمی‌کنند .


 

من حقیقت را بازگو می کنم

نه آنقدر که باید

بلکه آنقدر که شهامتش را دارم


 

هر پلك زدن مرگ يك لحظه است

و مژه ها

سوگوارانی سياه پوش ، در ماتم قتل عام لحظه ها ...


 

چشم هایم را می بندم و تمام جهان می میرد

پلک می گشایم و همه چیز از نو زاده می شود

به گمانم تو را در ذهنم ساخته ام .


 

جلسه محاكمه عشق بود

و قاضی عقل ؛

و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه ی مغز شده بود

يعنی فراموشی ،

قلب تقاضای عفو عشق را داشت

ولی همه ی اعضا با او مخالف بودند

قلب شروع كرد به طرفداری از عشق

آهای چشم ، مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی ديدن اونو داشتی

ای گوش ، مگر تو نبودی كه در آرزوی شنيدن صدايش بودی

و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد

حالا چرا اينچنين با او مخالفيد ؟

همه ی اعضا روی برگرداندند و به نشانه ی اعتراض جلسه را ترك كردند

تنها عقل و قلب در جلسه ماندند

عقل گفت : ديدی قلب ... همه از عشق بيزارند !

ولی من متحيرم كه با وجوديكه عشق بيشتر از همه تو را آزرده ، چرا هنوز از او حمايت ميكنی !؟

قلب ناليد : كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود

و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند

و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعی باشم .

پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد ، حتی اگر نابود شوم ...


 

پيمان ها و پيمانه ها را شكستی
عهد را بستی و گسستی
جام را سركشی و مستی

و اكنون جدا از من
شراب مينوشی و عفت ميفروشی

انتظار را وداع خواهم گفت
و با همه نيستی ام

خواهم زيست ...


 

جوانی نکرده‌ام که حسرت بخورم

پير به دنيا آمده‌ام

اگر هنوز زنده ام

فرصت مرگ نمیدهند


 

« خدايا ! كمكم كن كه هيچ حقيقتی رافدای هيچ مصلحتی نكنم . »

                                                                           ( دكتر علی شريعتی )


 

سخن بزرگان

1 . ما همان چيزی هستيم که بدان تظاهر می‌کنيم

     پس هميشه بايد مواظب باشيم ببينيم به چه چيزی تظاهر می‌کنيم .

                                                                                 ( کورت ونه‌گات )

 

2 . اشتباه انسان از روزی آغاز نشد که اشتباه کرد ،

     از روزی بود که پی به اشتباه خود برد و اعتراف نکرد...

 

3 . کسی که سوال می پرسد 5 دقيقه احمق است

     اما کسی که سوال نمی پرسد برای هميشه احمق است ...

                                                                                 ( پائلو کوئیلو )

 

4 . بجای آنکه برچسبی مثل مسیحی ، یهودی ، مسلمان ، بودایی یا هر چیز دیگر به پیشانی بچسبانی ؛

     قول بده که مسیح گونه ، خداگونه ، بوداگونه و محمد گونه باشی .

                                                                                  ( وین دایر )

 

5 . وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها ميكند

     پرهايش سفيد ميماند ، ولی قلبش سياه ميشود .

                                                                                 ( مارك تواين )


 

فریب

همه مردم را « بعضی مواقع » میتوان فريفت و بعضی از مردم را برای « همه عمر »

ليکن نميتوان همه مردم را برای همه ی عمر فريب داد .


 

اگر خداوند يک آرزوی هر انسان را برآورده ميکرد
من بيگمان
دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم
و
تو نيز
هرگز نديدن من را
آنگاه نميدانم
براستی خداوند کداميک را ميپذيرفت ؟


 

پوکر

دست من خالیه خالیست

اما من بزرگ‏ترین بلوف زندگیم را در قمار با شیطان زده‏ام

می‏خواهم همه‏ی عشق را با همه‏ی مکرش تاخت بزنم .


 

یک نظر سنجی ...

در يك نظر سنجی از مردم دنيا سوالی پرسيده شد و نتيجه ی جالبی بدست آمد .

سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد ؟

و كسی جوابی نداد

چون در آفريقا كسی نمی دانست غذا يعنی چه ؟

در آسيا كسی نمی دانست نظر يعنی چه ؟

در اروپای شرقی كسی نمی دانست صادقانه يعنی چه ؟

در اروپای غربی كسي نمی دانست كمبود يعنی چه ؟

در آمريكا كسی نمی دانست ساير كشورها يعنی چه ؟

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

بهترین متن ها و جملات عاشقانه در فور بیفور دات بلاگفا دات کام

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

پ ن :   به قول ادگار آلن پو ، نویسنده آمریکایی :

          هیچ هیجان شدیدی نمی تواند ماندگار باشد .

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

سخن آخر -<--- هيچ چيز را قبول نکن ... تا از زير چاقوی تشريح خودت ردش نکردی

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 20:23  توسط محمد صادق , زهرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

BEST SITES
همه چیز در مورد جن
ساعت دلتنگی
گالری عکس (فوتوسرچ)
ترانه های فارسی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
BEST WEBLOGS
ترتینا (افسون)
اشک باران (شیرین)
نفس های آخر (شقایق)
خوشا با خود نشستن...(مینا)
شهرمردگان (ملکه کیمیا)
خدانگهدار عزیزم (پرهام)
سوگند نامه عشق (معصومه)
بهار غمگین (پریسان)
آسمونی (مرضیه)
کلبه صداقت (ساسان)
ناقوس دل (فهیمه)
عشق حقیقی ( دالتونها )
ایستگاه خداحافظی(شیدا و شیما)
شبهای مهتابی (یلدا)
گذشته های شیرین (یلدا)
خسته ( خسته )
گنجینه ی من ( ندا )
عشق یک دروغگوی صادق (دروغگو)
آفتابگردون
http://4B4.BLOGFA.com





Powered by WebGozar

PageRank
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان