![]() |
![]() |
|
|
عشق پرسيدم : عشق چيست ؟؟؟ گفت : آتشی است ... گفتم : مگر آن را ديده اي ؟؟؟ گفت : نه ..... در آن سوخته ام .
1 . خون قرمزه رنگه عشقه ... اشک بيرنگه ، درد عشقه 2 . خون مال زخم جسمه ... اشک مال زخم روحه 3 . خون وقتي مياد بيرون ميسوزه ... اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد 4 . خون هميشه مال درد و غمه ... اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه 5 . جاي زخم خون خوب ميشه ... مال اشک خوب نميشه 6 . جلوي خون رو ميشه گرفت ... اشک رو نه !!! 7 . از جاري شدن خون ، کسي خجالت نميکشه ... اما بعضيا از اينکه اشک بريزن خجالت ميکشن و دستاشونو ميزارن رو صورتشون 8 . با خون ميشه به يکي زندگي بخشيد ولي با اشك نه !!!
اسمتو به سه هجا تقسيم میكنم ... يكيشو مينویسم سر در دلم ... يكيشو وسط دلم ... اون يكيشم ته دلم ... تا تو تمام دلم باشی
از من نپرس كه منتظرت بوده ام يا نه ؟؟؟؟ از پنجره بپرس كه ازطلوع تا غروب ميهمانش بوده ام ؛ از باغچه بپرس ؛ از نرگس ها ومريم ها كه از بي مهري ام خشك شده اند ...
20 بار ديدمت ... 19 بار بهت خنديدم ... 18 بار به من اخم کردی ... 17 بار از دستم خسته شدی ... ولی 16 بار ديگه سعی کردم ... و 15 جمله عاشقونه را ... 14 بار ... به 13 زبان ... و 12 لهجه ... و 11 روز ... و روزی 10 بار ... به کمک 9 نفر به تو گفتم ... اما تو 8 بار قهر کردی ... 7 بار صورتت رو از من برگردوندی ... و من 6 بار برات مٌردم ... 5 بار قربونت رفتم ... و 4 بار نازتو کشيدم ... تو 3 بار ناز کردی ... و 2 بار خنديدی ... و جونمو به لب رسوندی تا 1 بار بگی دوستم داری .
من به پايان دگر نينديشم ..... که همين دوست داشتن زيباست
ای كاش به دل كسی پا نمي گذاشتيم ... و ... كسي به دلمون پا نمی گذاشت ای كاش اگر كسی به دلمون پا گذاشت ... ديگه دلمون رو تنها نمی ذاشت اي كاش اگه يه روز دلمون رو تنها گذاشت ... رد پا شو روی دلمون جا نمی گذاشت
هميشه غمگين ترين و رنج آورترين لحظات زندگي آدم توسط همون کسي ساخته ميشه که شيرين ترين و به ياد موندني ترين لحظات روبراي آدم ساخته !!!
من و تو هر دو به يك شهر و زهم بي خبريم ... هردو دنبال دل گمشده ای در بـه دريم ... ما كـه محتاج نفسهـای هميـم ... آه ..... چـرا از كنار تـن يخ كرده هم مي گذريـم ؟؟؟
شیر یا خط ... نه .......... نرو .......... صبر کن .......... قرارمان اين نبود ......... بايد سکه بيندازيم ...... اگر شير آمد ... ترديد نکن که دوستت دارم ... اگر خط آمد ... مطمئن باش دوستدارت هستم ... صبر کن سکه بيندازيم ... اگر دوستت نداشتم.......... آن وقت برو !!!
دقايقي تو زندگی هستن كه دلت برای یه نفر اونقدر تنگ ميشه كه مي خوای اونو از روياهات بكشی بيرون و توی دنيای واقعي بغلش كني ... رويايی رو ببين كه مي خوای ... جايي برو كه دوست داری ... کسی باش كه مي خوای باشي ... چون فقط يك جون داری و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داری انجام بدی .
بهش گفتم منو چقدر دوست داري؟؟؟ گفت: اندازه جوهر خودکارم . گفتم خيلي نامرديه ... آخه جوهر خودکارت که يه روز تموم ميشه . يه لبخندی زد و گفت: خودکارم اصلا جوهر نداره !!! شوخی میکردی دیگه ... نه ؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 20:54 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| BEST SITES |
|
همه چیز در مورد جن ساعت دلتنگی گالری عکس (فوتوسرچ) ترانه های فارسی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|