![]() |
![]() |
|
|
سلام ... خوفید ؟ میخوام توو این پست در باره ی چند تا دوست قدیمی حرف بزنم . درباره ی این دو دوستم . وقتیکه وبلاگ رو درست کردم همون چند روز یا چند هفته ی اول این دوستای خوبم رو پیدا کردم ... دوستایی که تا حالا دیگه مثه اونا نداشتم . میخوام بگم هر اتفاقی بیفته از پیوندهای من حذف نمیشن . همینطور از یادم . دوستایی که اون موقع ها داشتم برام بهترینا بودن ... شاید برای همه همینطور نباشه که اولین دوستاشون بهترین دوستاشونم باشن ولی حداقل برای من اینطور بوده . همه ی دوستای خوبم ... دوستون دارم
یادته ؟ موهای شونه نکرده یادته ؟ چشمک از پشت پرده یادته ؟ روز تمرین اشاره یادته ؟ شب چیدن ستاره یادته ؟ شعرای کتاب درسی یادته ؟ یادته گفتی میترسی یادته ؟ عکسمون تو قاب عکسو یادته ؟ بله بدون مکث و یادته ؟ دستمون تو دست هم بود یادته ؟ غصه هامون کم کم بود یادته ؟ چشم نازت مال من بود یادته ؟ دیدن من قدغن بود یادته ؟ رویاهای آسمونی یادته ؟ قول دادی پیشم بمونی یادته ؟ دست گرمت تو زمستون یادته ؟ شونه من زیر بارون یادته ؟ گل سرخارو نچیدیم یادته ؟ یه روزی همو ندیدیم یادته ؟ شرطامون سر صداقت یادته ؟ تو مجازات خیانت یادته ؟ پنهونی سر قرارا یادته ؟ تاخیرات توی بهارا یادته ؟ دستاتو میخوام بگیرم یادته ؟ راستی تو بی تو میمیرم یادته ؟ پیش هم بودیم نذاشتن یادته ؟ اونا ما رو دوست نداشتن یادته ؟ نامه بدون امضا یادته ؟ اسم مستعار نیما یادته ؟ طرح اون انگشتر من یادته ؟ پاسخ مختصر من یادته ؟ چی میخواستیم از خدامون یادته ؟ مستجاب نشد دعامون یادته ؟ چشممون زدن حسودا یادته ؟ چشامون شد مثل رودا یادته ؟ گفتی ما باید جدا شیم یادته ؟ گفتی باید بی وفا شیم یادته ؟ یه روزی ازم بریدی یادته ؟ خط رو اسم من کشیدی یادته ؟ چش من به چشمت افتاد یادته ؟ کاری که دست دلم داد یادته ؟ روزای خیلی طلایی یادته ؟ روز ترس از جدایی یادته ؟ حالا اومدم همونجا وایسادم ... جایی که دل به دلت داده بودم دراوردم از دستم انگشترو ... جا گذاشتمش همونجا دفترو اما قول دادم به قلبم و خدا ... دیگه دل ندم به عشق آدما
عکسش ... وقتي خاطره های آدما زياد ميشه ، ديوار اتاقشون پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اونی تنگ ميشه که نميتونی عکسشو به ديوار بزنی ...
بدرقه ی خدا ... ميدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت ؟ گفت : جايی که ميری مردمی داره که می شکننت ... نکنه غصه بخوری ، من همه جا باهاتم . تو تنها نيستی . توو کوله بارت عشق ميزارم که بگذری قلب ميزارم که جا بدی اشک ميدم که همراهيت کنه و مرگ که بدونی برميگردی پيشم ...
خوش به حال ... خوش به حال آن مرد که در زندگیش تو راه بروی خوش به حال مردی که برایش تو شیرین زبانی کنی خوش به حال مردی که نگاه پاک و معصومانه تو هر روز به او خیره شود خوش به حال مردی که دستهای قشنگ تو دکمه های پیراهنش را باز کند ، ببندد ، تا لبهایت به نجوایی بخندند حسرت دستهایت مانده به چشمهایم ، به خوابهایم ، به کش و قوس های تنم در حسرت دستهایت پرپر میزنم چقدر برایت قصه بگویم چقدر ببوسمت ، نوازشت کنم ، موهایت را نفس بکشم تا خوابت ببرد ؟ چقدر نگاهت کنم ؟ نگاهت کنم تا خوابت ببرد چقدر بی تو به تو فکر کنم ؟
دل و عقل افلاطون میگه : اگه با دلت کسی یا چیزی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش ، چون ارزشی نداره چون کار دل دوست داشتنه ، مثله کار چشم که دیدنه اما اگه دیدی یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه میکنی که اسمش عشقه .
خوش به حال کسانی که هنوز کسی برایشان مانده است که به او بگویند : *خیلی تنهایم*
با همه ی یکنواختی زندگی ، چقدر تفاوت لحظه ها زیاد شده دیروز این موقع در آرامش عجیبی سر میکردم ولی الان دوباره ...
چقدر دوستم داری ؟ ازم پرسيد : دوستم داری ؟ گفتم : آره گفت : چقدر ؟ گفتم از اينجاااااااااااااااااااااا تا خدا اشک توو چشماش جمع شد و گفت : مگه الان نگفتی که خدا از همه چيز به ما نزديک تره .
نبسته ام به کس دل ... نبسته کس به من دل )):
حالا دیگه یه کم لبخند لازمه ...
دختر اصفهانيه به دوست پسرش ميگه شب بيا خونمون. اگه موقعيت خوب بود من يه سكه ميندازم پايين. شب مي شه دختره يه سكه ميندازه پايين ولی هرچقدر واميسته ميبينه پسره بالا نمياد . سرش رو از پنجره بيرون می بره و به پسره ميگه چرا نميايی ؟ پسره ميگه : دارم دنبال سكه ميگردم . دختره ميگه : بيا بالا ، بهش کش بسته بودم الان توو دستمه .
اولی: آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت مي كوبيد به ديوار خونمون! دومی: عجب آدم های مردم آزاری پيدا ميشن ... حتماً نذاشت بخوابی ؟ اولی: نه ، خوشبختانه خواب نبودم ، داشتم شيپور تمرين ميكردم!!!
ميدوني سردره مطب جراحی پلاستيك چی نوشته ؟؟؟
جسد 20 نفر از تركهايی كه پياده از جزيره كيش به سمت حرم مطهر امام به راه افتاده بودند امروز در سواحل خليج فارس كشف شد .
ترکه در مغازش رو باز میکنه میگه : بسم الله الرحمن الرحیم میبینه همه چیز رو دزد برده میگه : صدق الله العلی و العظیم
میتونم یه چیزی رو بهت بگم ؟ مطمئن باش از ته قلبم میگم . همیشه از خدا میخواستم که توو زندگی یه همراه خوب بهم بده . همراهی که همیشه کنارم باشه و من بتونم به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم . خدا یکی رو بهم داد . همراه من نوکیاست ... مال تو چیه ؟
میدونی اگه یه ترک نارنجک انداخت طرفت باید چیکار کنی ؟ باید ضامنشو بکشی ، بندازی طرف خودش .
معلم سر کلاس میگه هر کس خنگه از جاش بلند بشه . یه شاگرد بلند میشه میگه : آقا ما به خدا خنگ نیستیم فقط خواستیم شما تنها نباشید .
ترکه در خونش رو رنگ میزنه ... بچه هاش گم میشن .
يکی به پسرش ميگه ميخوام برات زن بگيرم. پسر ميگه : نه ، حالا باشه . ميگه : دختر بيل گيتسه ! نمیخوای ؟ پسر لبخند ميزنه و ميگه : باشه ! بعد ميره پيش بيل گيتس و ميگه : دخترتو عروس نميکنی ؟ ميگه : نه ! ميگه : پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند ميزنه و ميگه : باشه ! بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه : معاون نميخوای ! ميگه نه ! ميگه : اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند ميزنه و ميگه : باشه ...
آيا می دانيد میزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتیا 60 درصد بیشتر از انواع پژو می باشد ؟
Wu da da wu dada ju o na ka
نیروی انتظامی اعلام كرد : از فردا دخترايی كه مانتوی تنگ ، شلوار کوتاه ، موی بلند، روی سیاه ، ناخن دراز ، واهو واهو واه
زندگی دو چیز به من آموخت . . .
همیشه می گفتن پیدا کردن یه دوست خوب خیلی سخته ؛ اما من باورم نمی شد ؛ تا اینکه تو رو دیدم که برای پیدا کردن من چقدر زحمت کشیدی !
یه روز یه ترکه با خانوادش میرن پارک ... کنار حوض وسط پارک وسایلشون رو پهن می کنن ... یه دفعه پسرش بهش می گه : بابا من چایی میخوام ، برام می ریزی ؟ همون موقع یه لر خوش تیپ با نامزدش میان اونجا. بعد پدره به پسرش چایی می ده . بعد دیگه همین ... بهشون خوش میگذره و اینا !!!
حرف آخر ----> ناراحت بودن برای آنچه نداريد نابود کردن چيزهايی است که داريد .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 14:46 توسط محمد صادق , زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| BEST SITES |
|
همه چیز در مورد جن ساعت دلتنگی گالری عکس (فوتوسرچ) ترانه های فارسی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|